ساکی یاماموتو کوچکترین تمایلی به جایگزین کردن هیجان و جذابیت توکیو با مراسمهای باستانی و آنتندهی ضعیف روستای مادربزرگش و گذراندن تعطیلات تابستانه در آنجا ندارد. آمادهسازیهای مراسم اوبون حوصلهسربر است. و بعد چند تا از بچههای محلی به او توجه نشان میدهند و ساکی موقعیتی کوچک برای کمی خوش گذراندن پیدا میکند، حتی اگر این کار به معنای بیاحترامی کردن به محراب باستانی خاندانش برای عمل کردن به چالشی شرارتبار باشد.
اما به محض آنکه ساکی زنگولهی مقدس را به صدا در میآورد، تاریکی به جریان میافتد. طلسم مرگی بر او گذاشته شده که ساکی سه شب برای لغوش مهلت دارد. ساکی باید به کمک سه روح راهنما و دوستانی که انتظار دوستیشان نمیرفت، یا ارزش خود را اثبات یا با دنیای زندهها خداحافظی کند.
هیولا شناس (جلد سوم جزیره خون)
وقتی دکتر وارثروپ همراه با آرکرایت، دستیار جدید و پرشور خویش، به جستجوی «جام مقدس هیولاشناسی» برمیآید، ویل هنری را در نیویورک تنها میگذارد. عاقبت ویل میتواند از چیزی لذت ببرد که تا این لحظه دور از دسترس به نظر میرسید. یک زندگی معمولی در کنار خانوادهای واقعی. با اینحال، بخشی از وجود ویل هنری حاضر نمیشود از دکتر وارثروپ دست بکشد. بنابراین، هنگامی که آرکرایت بازمیگردد و ادعا میکند که دکتر جان باخته، دنیا بر سر ویل هنری خراب میشود اما این خبر را باور نمیکند.
وقتی دکتر وارثروپ همراه با آرکرایت، دستیار جدید و پرشور خویش، به جستجوی «جام مقدس هیولاشناسی» برمیآید، ویل هنری را در نیویورک تنها میگذارد. عاقبت ویل میتواند از چیزی لذت ببرد که تا این لحظه دور از دسترس به نظر میرسید. یک زندگی معمولی در کنار خانوادهای واقعی. با اینحال، بخشی از وجود ویل هنری حاضر نمیشود از دکتر وارثروپ دست بکشد. بنابراین، هنگامی که آرکرایت بازمیگردد و ادعا میکند که دکتر جان باخته، دنیا بر سر ویل هنری خراب میشود اما این خبر را باور نمیکند.
ویل که مصمم است پرده از حقیقت بردارد، با علم به آنکه در صورت موفقیت به اعماق چاه مخوفی سقوط خواهد کرد که در قیاس با آن تمامی تجربههایش به هیچ میماند، راهی لندن میشود. در طول سفر خود از سقطرا سر درمیآورد. از جزیرهی خون. جزیرهای که ساکنانش عادت دارند لانهی پرنده بسازند و از آسمانش خون میبارد. اینجاست که وفاداری ویل هنری تحت مهمترین آزمایش ممکن قرار میگیرد.