همونطور که تو هوای برفی باید مواظب باشی تا سر نخوری، کا هم پس از بازگشت به کارس باید با هر قدم مواظب باشه. اونجا دیگه جایی نیست که سالها پیش میشناخت. شهر رو به زوال رفته و آدمها همه فکر میکنن که این آدم جدید ممکنه منافعشون رو به خطر بندازه. هرکسی تلاش میکنه در راستای منافع خودش ازش سو استفاده کنه.
زمان اشتباه مکان اشتباه
کتاب زمان اشتباه مکان اشتباه (Wrong Place Wrong Time) رمانی رازآلود و هیجانانگیز دربارهی یک قتل است. جیلیان مک آلیستر (Gillian McAllister) در این رمان، فاجعهبارترین اتفاق ممکن برای یک مادر را به تصویر میکشد و پس از آن امکانِ جلوگیری از آن اتفاق را مطرح میکند.
کتاب زمان اشتباه مکان اشتباه (Wrong Place Wrong Time) رمانی رازآلود و هیجانانگیز دربارهی یک قتل است. جیلیان مک آلیستر (Gillian McAllister) در این رمان، فاجعهبارترین اتفاق ممکن برای یک مادر را به تصویر میکشد و پس از آن امکانِ جلوگیری از آن اتفاق را مطرح میکند.
شبِ هالووین است، جنیفر ناشیانه کدوحلوایی درست کرده و جلوی خانه گذاشته. کِلی، شوهرش، برخلافِ شبهای دیگر هنوز بیدار است. ساعت از دوازده گذشته و جنیفر سعی میکند نگرانِ تاد نباشد. تاد تازه هجدهساله شده، پس دیگر مجوز انجام خیلی کارها را دارد. کمی بعد سروکلهی تاد پیدا میشود. اما او تنها نیست. جنیفر او را با غریبهای در تاریکی میبیند. وقتی به تاد نزدیکتر میشود، چیزی میبیند که باور کردنش ممکن نیست. پسرش در حال چاقو زدن به غریبه است. وقتی جنیفر بالای سرشان میرسد، غریبه را مرده مییابد. روحش هم خبر ندارد او کیست و چرا اینگونه به دست پسرِ شاد و سرزندهاش کشته شده. تنها چیزی که میداند این است که آیندهی تاد از دست رفته و زندگی همگیشان نابود شده است.