من و داداشم (بچه بگیر بخواب)
مامانم توی آشپزخانه کار داشت. به من گفت:
«بچه را ببر توی اتاقش نگه دار. سعی کن خوابش کنی.»...
دوباره گفت:«یادت هست آن دفعه موی عمو جان را کشید و بند کیفش را پاره کرد؟»
سعی کردم خوابش کنم. هرچه قصه بلد بودم برایش خواندم.
ولی تا صدای زنگ آمد، او از خواب پرید و دوید جلوی مهمانها.
این دفعه، جوری آبرو ریزی کرد که بابام حسابی عصبانی شد...
سایر کتاب های همین ناشر
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
من و داداشم (بچه بگیر بخواب)شمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



