جاناتان باید برای به انجام رساندن ماموریتی که رئیسش به عهده ی او گذاشته به ترانسیلوانیا سفر کند و کنت دراکولا را ملاقات کند. او پس از طی مسیری طولانی به مقصد می رسد در حالی که در مسیر افرادی به او هشدار می دهند از رفتن به قلعه خودداری کند و اگر به رفتن مصمم است هرگز گردنبند صلیب را از گردنش خارج نکند. مرد ترسی را در دل خود احساس می کند اما سوار بر کالسکه ای می شود که به دنبالش آمده و مدتی بعد خود را در قلعه می یابد. طولی نمی کشد که جاناتان در می یابد میزبانش انسانی عادی نیست در حقیقت مرد میزبان رفتارها و ویژگی هایی دارد که بیش از هرچیز او را به یک خون آشام مبدل می سازد تا یک انسان. شاید علت هشدارهایی که مردم به جاناتان در مورد قلعه دراکولا می دادند این بوده است!
افسانه های ملل برای کودکان 1 (قصه های خورشید و ماه)
در گذشتههای خیلی دور، خورشید و ماه باهم خیلی مهربان بودند. هر کدام از آنها تعدادی بچه داشتند که باهم بازی میکردند. خورشید همیشه مراقب ماه بود و ماه هم به سهم خودشّ به خورشید توجه میکرد. اما در این دنیای بزرگ، همیشه دلیلی بیاهمیت باعث میشود دوستیها از بین برود!
5,000 تومان
مرجع:
9786001035500