جاناتان باید برای به انجام رساندن ماموریتی که رئیسش به عهده ی او گذاشته به ترانسیلوانیا سفر کند و کنت دراکولا را ملاقات کند. او پس از طی مسیری طولانی به مقصد می رسد در حالی که در مسیر افرادی به او هشدار می دهند از رفتن به قلعه خودداری کند و اگر به رفتن مصمم است هرگز گردنبند صلیب را از گردنش خارج نکند. مرد ترسی را در دل خود احساس می کند اما سوار بر کالسکه ای می شود که به دنبالش آمده و مدتی بعد خود را در قلعه می یابد. طولی نمی کشد که جاناتان در می یابد میزبانش انسانی عادی نیست در حقیقت مرد میزبان رفتارها و ویژگی هایی دارد که بیش از هرچیز او را به یک خون آشام مبدل می سازد تا یک انسان. شاید علت هشدارهایی که مردم به جاناتان در مورد قلعه دراکولا می دادند این بوده است!
افسانه های ملل برای کودکان 8 (قصه های سفرهای خیالی)
در سرزمینی دور دست پادشاهی با سه پسرش زندگی میکرد. پادشاه مدتی بود که همسرش را از دست داده بود و میخواست با ملکهی یکی از سرزمینهای همسایه که او نیز همسرش مرده بود ازدواج کند.
سرانجام پادشاه با ملکه ازدواج کرد و او را همراه تنها دخترش به قصر آورد تا همگی در کنار هم زیر یک سقف زندگی کنند. اما آن اتفاقی که نباید بیفتد، افتاد..
5,000 تومان
مرجع:
9786001036897