قوانین کلاس خانم معلم به رجینا احساس امنیت میدهد. گرچه رجینا معلم جدیدش، خانم سالوادور، را خیلی دوست دارد، اما هنوز در خانه ساکت است. علتش هم این است که او رازی دارد که به هیچکس نگفته است، حتی مادرش. وقتی خانم معلم برای بچهها دربارهی تماس نامناسب صحبت میکند و میگوید که چطور باید جلوی این کار را گرفت، رجینا دوست دارد به او اعتماد کند.
داستان واره های احکام برای بچه ها 9 (روزه و ماه رمضان)
هنگام سحر بود و همه دور سفره نشسته بودند.
نرگس کنار مادرش نشسته بود و چشم های خواب آلودش را می مالید و غذا می خورد.
نجمه گفت: «واقعا می خواهی روزه بگیری؟»
نرگس گفت: «بله که می گیرم! فکر کردی فقط خودت بلدی روزه بگیری؟ نجمه گفت: «هیج می دانی که از اذان صبح تا اذان مغرب نباید آب و نان و غذا و میوه و خوراکی های دیگر بخوری؟»
نرگس گفت: «بله که می دانم !»
مریم خانم به نرگس گفت: «تو روزه ی کله گنجشکی بگیر، یعنی از حالا تا وقت صبحانه چیزی نخور. صبحانه که خوردی تا ناهار چیزی نخور. بعد از ناهار هم تا شام چیزی نخور.»
هنگام سحر بود و همه دور سفره نشسته بودند.
نرگس کنار مادرش نشسته بود و چشم های خواب آلودش را می مالید و غذا می خورد.
نجمه گفت: «واقعا می خواهی روزه بگیری؟»
نرگس گفت: «بله که می گیرم! فکر کردی فقط خودت بلدی روزه بگیری؟ نجمه گفت: «هیج می دانی که از اذان صبح تا اذان مغرب نباید آب و نان و غذا و میوه و خوراکی های دیگر بخوری؟»
نرگس گفت: «بله که می دانم !»
مریم خانم به نرگس گفت: «تو روزه ی کله گنجشکی بگیر، یعنی از حالا تا وقت صبحانه چیزی نخور. صبحانه که خوردی تا ناهار چیزی نخور. بعد از ناهار هم تا شام چیزی نخور.»