مدرسه پرماجرا 39 (مدرسه خنگ ها)
لكسيا دختری كه هميشه با اسكيت اين طرف و آن طرف سُر می خورد، گفت: «من قبل از اينكه حتی شما كله پوكها به دنيا آمده باشيد، خنگ بودم.» ناچار شديم به اين بحث خاتمه بدهيم و شما صد ميليون سال ديگر هم باور نخواهيد كرد كه در آن لحظه چه كسی از وسط در كلاس آمد داخل. هيچ كس!
لكسيا دختری كه هميشه با اسكيت اين طرف و آن طرف سُر می خورد، گفت: «من قبل از اينكه حتی شما كله پوكها به دنيا آمده باشيد، خنگ بودم.» ناچار شديم به اين بحث خاتمه بدهيم و شما صد ميليون سال ديگر هم باور نخواهيد كرد كه در آن لحظه چه كسی از وسط در كلاس آمد داخل. هيچ كس! چرا بايد كسی از وسط در بيايد داخل؟ اين واقعاً يک كار خنگی است. ولی شما هرگز باور نخواهيد كرد كه چه كسی از آستانه در دويد داخل كلاس. مدير مدرسه ما آقای كلاتز! او روی سرش هيچ مویی ندارد. ولي حالا روی سرش واقعاً يک كلاه داشت و روی آن يک لامپ روشن بزرگ. خيلی عجيب بود. كله كچل آقای كلاتز خودش مثل يک لامپ روشن بزرگ بود، بنابراين واقعاً نيازی نداشت كه يک كلاه لامپی روی سرش بگذارد و…
سایر کتاب های همین ناشر
آنچه دختران باهوش باید بدانند (دختران و جدایی والدین) 190,000 تومان
تجربه های هنری (چگونه نقاشی کنیم) 4,000 تومان
راهنمای عملی کودکان 3 (چه کار کنم اگر وسواس دارم) 85,000 تومان
راهنمای عملی کودکان 4 (چه کار کنم اگر عادت های بد دارم) 125,000 تومان
آنچه دختران باهوش باید بدانند (دختران و ورزش) 170,000 تومان نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
مدرسه پرماجرا ۳۹ (مدرسه خنگ ها)شمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



