بابک و باران همچنان دنبال ماجراجویی هستند. مزقون هم که روبهراه است و آمادهی یک سفر هیجانانگیز دیگر. در سفر سوم، بابک و باران به دیدن بتهوون میروند. آنها در این سفر متوجه میشوند که بتهوون دارد برای سمفونی سومش تمرین میکند و قرار است این سمفونی را در حضور یکی از مارشالهای بزرگ ناپلئون اجرا کند، اما نیاز به ویولنیست دوم دارد. بابک هم که قبلاً از جناب باخ یک ویولن هدیه گرفته، خب... چه شانسی از این بالاتر! هر کسی که عاشق موسیقی باشد چنین فرصتی را در هوا میقاپد. اگرچه نوازندگی برای استاد سختگیری مثل بتهوون چالشهای خودش را دارد، اما بابک هم کسی نیست که بهسادگی عقب بکشد، چون باری همیشه هوای او را دارد. البته این بار باران، بهجز کمک به بابک، با خلاقیتش به جهان موسیقی هم خدمت بزرگی میکند.
سرنخ های چوب کبریتی
بعضی وقتها توی سریال سیاِسآی کارآگاهها حتی تا لحظهی آخر هم نمیتونن تشخیص بدن که یه مدرک چقدر مهمه، تا اینکه به دفترچههاشون نگاه میکنن و از همهچیز سر در میآرن. من اسم همهی کسایی رو که اون روز صبح دیده بودم یادداشت کردم. حتی جین. توی این مرحله همه مظنون هستن. من میدونستم که جین کاری نکرده چون اون قبلاً یه پرستار بوده، ولی بعضی وقتها تو شبکهی اِسکای دیدم که شاهدهای عینی میگن: «باورم نمیشه اون قاتل باشه، آخه اون فقط یه زن معمولی بود که تو خونهی بغلی زندگی میکرد.»
واسه هیچکس بهجز کارن! اون میخواد سر در بیاره که چه بلایی سر پیرمرد خونهبهدوش اومده. کارن ته و توی همهچیز رو در میآره. حتی اینکه چرا مامانبزرگش یهو غیبش زد و دیگه بهشون سر نزد.
برای کارن این کار مثل آبخوردنه، چون کارن استاد کارآگاهبازیه و همهی فوتوفنهاش رو بلده. اما کارآگاهبودن خیلی سخت میشه، وقتی کارن وودز باشی. وقتی نقاشیکشیدنت بینظیره، ولی هیچکی آدم حسابت نمیکنه. وقتی خطرات رمزآلود همهجا در حال اتفاق افتادنه ... منظورم از همهجا فقط بیرون نیست ... حتی زیر سقف خونهت.
این رمان درجهیک و بینظیر دهها جایزهی معتبر را از آن خود کرده، جوایزی مثل:
لیدز بوک اوارد2015،
سنت هلنز بوک اوارد 2015،
ایست میدلند بوک اوارد2015،
تاور هملتز بوک اوارد2015،
بریلینت بوک اوارد 2016-1066
اسکولز بوک اوارد 2016
دُرست نیو هوریزن بوک اوارد2016
گرامپین چیلدرن بوک اوارد2016
دِ رید استاک پرت اسکولز بوک اوارد2016
نورت هِرتز اسکولز بوک اوارد2016