ماجراهای استنلی 1 (استنلی کاغذی)
زندگی یک آدم صاف و کاغذی! یک روز صیح وقتی استنی لمبچاپ از خواب بیدار شد،دید که برادرش آرتور،جیغ میکشد.علت تعجب آرتور این بود که در طول شب،تابلوی بزرگ اعلانات روی استنلی افتاده و او صاف شده بود.روزهای بعد،اتفاق های عجیب و غریبی افتاد.یک بار استنلی را مثل روزنامه لوله کردند،چند روز بعد مثل یک نامه در پاکتی گذاشتند و او را پست کردند و یک بار هم مثل بادبادکی به هوا رفت.او حتی به پلیس کمک کرد تا دزد های آثار هنری را پیدا کنند.اگر چه او مثل کاغذ صاف شده بود،اما به نطر مردم او یک قهرمان بود
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
ماجراهای استنلی ۱ (استنلی کاغذی)شمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



