این مجموعه به صورت ده جلد جداگانه نیز منتشر شده است:
1- خانم کلاغه و مار سیاه
2- درختی که حرف می زد
3- چشمه ای که مال ماه بود
4- موشی که دختر شد
5- مرد جهانگرد، مارخط خطی
6- زبرا و دوستانش
7- شیر و خرگوش دم سیاه
8- لاک پشتی در آسمان
9- ماهی خوار حیله گر، ماهی های خوش باور
10- دوستی شیر و شتر
بلدی بسازی ؟ (حیوانات)
بلدی بسازی ؟ (حیوانات) طوری طراحی شده که در آن کودکان در حین بازی مهارت یادگیری و تمرکز خود را افزایش داده و با الگوهایی پیش فرض می توانند اشکال مختلفی را با تا کردن، برش زدن، و چسباندن ایجاد نمایند.
بلدی بسازی ؟ (حیوانات) طوری طراحی شده که در آن کودکان در حین بازی مهارت یادگیری و تمرکز خود را افزایش داده و با الگوهایی پیش فرض می توانند اشکال مختلفی را با تا کردن، برش زدن، و چسباندن ایجاد نمایند.
سایر کتاب های همین ناشر
این مجموعه کتابها
بازی و آموزش را با هم می آمیزد تا به کودکان آگاهی دهد،آنها را از نظر به کارگیری لغات توانمند سازد،و حس مشاهده و کنجکاوی آنها را بهبود ببخشد.
مجموعه حسنی از سری داستان های جذاب حسنی که برای کودکان خیلی جذابه
سال های نخست زندگی کودک، دوران طلایی شکوفایی توانایی های ذهنی کودک به شمار می آید. قرار دادن او در معرض تجارب گوناگون و آموزش های مناسب در این دوران، سبب تسهیل و پر شتاب تر شدن رشد کودک در جنبه های گوناگون ذهنی، عاطفی، اجتماعی و جسمی میگردد باید با توجه به توانایی های ذهنی کودک در هر مرحله، آنها را در زمینههای مختلف یاری کرد و در جریان فعالیت فکری قرار دهند تا دنیایشان از طریق مشاهده، اکتشاف، تجربه و عمل گسترش یابد این کتاب، با همین اهداف در صدد آشنایی کودکان و خردسالان با مفاهیم اولیه و کاربردی زندگی است.
اثری است از ال.ام. مونتگمری به ترجمه ساراقدیانی و جاپ انتشارات قدیانی. این کتاب داستان گروهی از بچه ها را با زبان بورلی کینگ روایت می کند؛ سارا استنلی یکی از شخصیت های اصلی کتاب و درواقع دختر قصه گویی است که داستان هایی جالب از خاندان کینگ که بورلی و برادرش فیلیکس هم جزئی از آن به شمار می آیند تعریف می کند. ورود به خانه قدیمی پدر و تجربه ی زندگی میان یادگارهای کودکی او بورلی و فیلیکس را سرشار از شوق کرده و در حقیقت آغازی است برای قصه های جزیره، مجموعه ای جذاب، خواندنی و لذت بخش.
دارن شان شاهزاده اشباح، برای انجام ماموریتی كوهستان اشباح را ترك میكند كه شاید به مرگ او ختم شود. او یكی از برگزیدگانی است كه باید به تعقیب ارباب شبحوارهها برود. اگر او را نابود كند، پیروز است و اگر شكست بخورد، قبیله اشباح را به كام مرگ میبرد.
دارن شان پسری است كه همه گمان میكنند مرده است. اما او دستیار شبحی به نام آقای كرپسلی شده است. دارن و آقای كرپسلی راه دشواری را پشت سر میگذارند تا خود را به كوهستان اشباح، مقر همه اشباح جهان برسانند. هر كدام از ساكنان این كوهستان چند صد سال زندگی كرده و همیشه درگیر مبارزهای مرگبار بودهاند. آنها میخواهند شبحوارههای خونآشامی را نابود كنند كه سرچشمه همه پلیدیها و شرارتها هستند. اما در این ملاقات حیرتانگیز، دارن واقعیت دیگری را نیز درمییابد. او میپذیرد كه در آزمونی مرگبار شركت كند...
يكي بود، يكي نبود، زير گنبد كبود، خاله پيرزن نشسته بود و از قصه هايش، قصه اي درباره ي زمستان و كرسي مي گفت: «مردم قديم، زمستان ها خانه و زندگي شان را با اجاق و نقل آتش، گرم مي كردند. كرسي هم مي گذاشتند. بالاي كرسي، لحافي بزرگ پهن بود و چهار پايه اش هم روي چاله ي آتش و خاكستر قرار داشت. چهار طرفش مي نشستند و دور و برشان را با لحاف مي پوشاندند. پاها هم از آتش چاله ي كرسي، گرم مي شد. مجمعه ي بزرگ مسي شب چره ي روي كرسي، تخمه، انار، كلوچه، كشمش، مويز و حلوا داشت. و اين طوري شب هاي بلند وسرد زمستان را كوتاه مي كردند.
حالا بشنويد…
داستان هایی جذاب که در سرزمینی خیالی به نام «آوانتیا» اتفاق میافتند؛ شش هیولا از این سرزمین دفاع میکنند… ناگهان هیولاها طلسم می شوند و سرزمین “آوانتیا” را که روزی از آن دفاع می کردند، نابود میکنند؛ حالا پسری مبارز تلاش می کند سرزمین آوانتیا را نجات دهد.
نت بلیک معتقد است پسران پلامفیلد بیشتر شبیه یک خانواده هستند تا گروهی بچه مدرسه ای. هنگامی که نت به این ساختمان عظیم با ایوان قدیمی و بزرگش آمد، تازه پدر و مادرش را از دست داده بود. شرایط او به سرعت با غذاهای خوب و مهربانی دیگر ساکنان خانه بهبود پیدا کرد و او در کلاس ها، سرودهاء خوش گذرانی ها و البته شرارت ها با پسران دیگر همراه شد. اما با ورود دو پسر جدید به پلامفیلد، زندگی در مدرسه تغییر می کند.
"طراحی و نقاشی کتی" طراحی و رنگ آمیزی تصاویر و سرگرمی های تصویری علاوه بر اینکه کودک را با مفهوم نقاشی و تصویر آشنا می کند، با ایجاد محیطی شاد و سرگرم کننده کمک می کند تا کودک به شیوه ای جدید دانسته های خود را بیشتر کند و مطالب موردنظر کتاب را فرا گیرد.
در زمانهای خیلیخیلی دور، پادشاهی بود که دلش میخواست همیشه لباسهای خوب بپوشد. خیاطهای مخصوص شاه، هر روز یک لباس تازه برای او میدوختند
مجموعه قصه های مزرعه اثری است از هیتر ایمری به ترجمه حسین فتاحی و چاپ انتشارات قدیانی، حاوی دوازده داستان خواندنی و مصور برای کودکان پیش دبستانی و سال های اول و دوم دبستان که ماجرای های آن در مزرعه اتفاق می افتد و به این شکل کودکان را با زندگی روستایی و عناصر موجود در آن آشنا می کند. این اثر در کتاب نامه رشد آموزش و پرورش معرفی شده است.
کتاب فرهنگ مصور خردسالان (انگلیسی/فارسی) نوشته ی یوشیدا جونکو توسط انتشارات قدیانی ترجمه و منتشر شده است.
کتاب پارچه ای من (شکل ها و رنگ ها)
دو زبانه
گروه سنی 3 تا 6 سال
کتاب پارچه ای من که در 6 صفحه به صورت دو زبانه و با موضوع وسایل بچه ها است.
دوستانش همیشه به او می گویند: سلام خال خالی ،نوش جان! اما خال خالی صبح ها جواب هیچ را نمی دهد. برای رفتن به جایی که قرار گذاشته،آرام و بی صدا حرکت می کند.خال خالی سگی است که نه لانه ای دارد و نه صاحبی. با این حال احساس خوشبختی می کند.
30 قصه 30 شب، مجموعهي 365 قصه براي کودکان است که در 12 جلد منتشر شده است. به دليل استقبال بسيار زياد خوانندگان، هر 3 کتاب در يک مجموعه گرد آمده است. مجموعهاي براي فصل بهار ، مجموعهاي براي تابستان و همينطور پاييز و زمستان.
این مجموعه کتابها
بازی و آموزش را با هم می آمیزد تا به کودکان آگاهی دهد،آنها را از نظر به کارگیری لغات توانمند سازد،و حس مشاهده و کنجکاوی آنها را بهبود ببخشد.
یک عنکبوت بود که بلد نبود تار ببافد. خیلی دلش میخواست ببافد، ام فقط بَلد بود سوت بزند.
.
به سرزمین سایه ها - قلمرو مرموز و وحشتناک ارباب سایه ها خوش آمدید. او که هزاران نفر از اهالی دلتورا را گروگان گرفته و با خود به سرزمین سایه ها برده است ، قصد دارد جادوی سیاهش را تقویت کند . حال لیف و همراهانش باید برای نجات اسیران سلاح قدرتمندی بیابند تا بتوانند با جادوی ارباب سایه ها مبارزه کنند .
حسنی به زحمت چشم هایش را باز کرد. خمیازه ای کشید و گفت: «سلام!» باباجان گفت: «سلام به روی ماهت! حسنی جان... زود برو از سر کوچه یک کیلو پیاز بخر و زود برگرد. خانم جان می خواهد برای ظهر کوفته قلقلی درست کند.» حسنی غرغری کرد و از جا بلند شد و گفت: «اوه... حالا کو تا ظهر!» باباجان به او چشم غره رفت. حسنی هم دیگر حرفی نزد. شال و کلاه کرد و از خانه بیرون دوید. هوا خیلی خوب بود و حسنی فکر کرد که تا ظهر زمان زیادی است. به سرش زد که راه را دور بزند و از کوچه باغی برود.