دن براون در کتاب تازه و حیرت انگیز خود، دوزخ، این بار پس از خلق داستانهای تاریخی اش در واتیکان و پاریس و واشنگتن به سراغ فلورانس آمده؛ همان شهری که دانته آلیگیری دوزخ کمدی الهی را در آن پرورواند و از آن تبعید شد و تا آخر عمر در حسرت دیدارش از زادگاهش سوخت. رابرت لنگدان، کارآگاه معماهای تاریخی و هنری، در این کتاب مجروح و مبتلا به فراموشی به هوش می آید و خود را در آستانه خطر مرگ می بیند و اندکی بعد خود را در برابر خطری که نسل بشر را به مخاطره انداخته است.
ویچر کتاب هفتم (بانوی دریاچه)
بانوي درياچه» هفتمين و آخرين کتاب از مجموعه کتابهاي ويچر، نوشتهي آندره ساپکوفسکي، نويسندهي لهستاني است. اين کتاب در ادامهي کتاب «برج پرستو» که پيشتر توسط همين نشر منتشر شده است، داستان گرالت ريويآيي و سرنوشتش سيري را روايت ميکند.
بانوي درياچه» هفتمين و آخرين کتاب از مجموعه کتابهاي ويچر، نوشتهي آندره ساپکوفسکي، نويسندهي لهستاني است. اين کتاب در ادامهي کتاب «برج پرستو» که پيشتر توسط همين نشر منتشر شده است، داستان گرالت ريويآيي و سرنوشتش سيري را روايت ميکند. کتاب هفتم (بانوي درياچه) پايان حماسهي ويچر است. حماسهاي که با کتاب «آخرين آرزو» آغاز شد، سپس به ترتيب در کتابهاي «شمشير سرنوشت»، «خون الفها»، «دوران حقارت»، «غسل آتش» و «برج پرستو» ادامه پيدا کرد تا اينکه در نهايت به کتاب «بانوي درياچه» رسيد. اينجا انتهاي راه است. خط سرنوشت به پايان ميرسد و اوروبوروس دم خودش را گاز ميگيرد.