هوپا
هوپا
99,000 تومان
آنجلا به جنابِ تام یاد داد درست رفتار کند. به او میگفت: «لقمههای کوچک بردار!» «موقع جویدن دهانت را ببند!» خیلی چیزها بود که جنابِ تام باید یاد میگرفت. تام بیشتر از هر کاری حمامکردن را دوست داشت. توی حمام به...
هوپا
99,000 تومان
کمی بعد آنجلا خوابش برد و جنابِ تام هم شروع کرد به گشتوگذار روی شنهای ساحل. یک قلعه آننزدیکیها بود. از بالای آن میشد منظرهی زیبای ساحل را تماشا کرد. جنابِ تام تصمیم گرفت زمین را بکَنَد و گنج پیدا کند. و پیدا هم...
هوپا
70,000 تومان
آنجلا ثراگمورتون با اوقاتتلخی گفت: «اگر میخواهی فردا به مریخ بروی، باید شب زود بخوابی.» برای یک بار هم که شده، جنابِ تام کاری را که از او خواسته بودند، انجام داد. ولی آنجلا اصلاً نتوانست بخوابد. بعد از صبحانه، به...
هوپا
70,000 تومان
یک روز که جنابِ تام رفت تا نامهها را از صندوقِپست دربیاورد، پاکتنامهی پُرزرقوبرقی دید. روی آن اسم آنجلا ثراگمورتون نوشته شده بود. آنجلا که خانه را از بالا تا پایین حسابی تمیز کرده و برق انداخته بود، داشت روی مبل...
هوپا
70,000 تومان
زندگی جناب تام بهتر از این نمیشد! حالا یک تختخواب گرم و نرم برای شبهای سرد داشت، و یک استخر شنای خنک برای روزهای گرم! هر وقت دیر به خانه بر میگشت، یک نفر نگرانش میشد و هر وقت تا لنگ ظهر میخوابید یا کمی ناخوش بود،...
هوپا
60,000 تومان
آنجلا خیلی خوشحال شد وقتی دید جنابِ تام کتابی را که هدیه گرفته بود از اول تا آخر خواند. چند روز بیشتر از خواندن کتاب نگذشته بود که آنجلا متوجه تغییری در جنابِ تام شد. بعد از آن جنابِ تام همیشه توی حمام بود... آببازی...
هوپا
20,000 تومان
پِپا و مَکسي از وقتي خيلي کوچولو بودند با هم دوستاند. آنها يک شرکت کارآگاهي دارند و توي شرکتشان به پروندههاي عجيبوغريب و مشکوک رسيدگي ميکنند. پولگاس، سگ شکاري آژانس، و ببيتو با پستانک جادويياش در حل پروندهها به...
هوپا
95,000 تومان
پِپا و مَکسی از وقتی خیلی کوچولو بودند با هم دوستاند. آنها یک شرکت کارآگاهی دارند و توی شرکتشان به پروندههای عجیبوغریب و مشکوک رسیدگی میکنند. پولگاس، سگ شکاری آژانس، و ببیتو با پستانک جادوییاش در حل پروندهها به...
هوپا
29,000 تومان
پپا و مکسی از وقتی خیلی کوچولو بودند با هم دوستاند. آنها یک شرکت کارآگاهی دارند و توی شرکتشان به پروندههای عجیبوغریب و مشکوک رسیدگـی میکننــد. پولگاس، سگ شکاری آژانس، و ببیتو با پستانک جادوییاش در حل پروندهها به...
هوپا
165,000 تومان
در اعماق شبی تاریک در مصر، «مقبره» یک بار دیگر از جنبوجوش زندگی پُر شده بود. شمعهای سیاه، نوری نارنجیرنگ روی دیوارهای ماسهسنگی مقبره میرقصاندند، دیوارهایی با ردیف ردیف نقاشیهای باستانی و خطوط هیروگلیف حکشده که...
هوپا
165,000 تومان
مرد نفس آهسته و خُرخُرمانندی کشید، هوا در حفرههای معیوب بینیاش پیچید و مثل لولههای کهنه سوت کشید و بعد سرش را بالا آورد. حالا بنی نگاه دقیقتری به پوست مرد انداخت. حتی در نور کمرنگ شب هم ناهمواریهای وحشتناک پوستش...
هوپا
165,000 تومان
رن گفت: «وای! وین!» و مشتاقانه اطراف را برانداز کرد. الکس گفت: «باید حداقل سههزار کیلومتر از جایی که بودیم فاصله داشته باشه ... اونوقت ما همهش یه دقیقه تو راه بودیم.» یاد منظرهی تاریک و عجیبوغریبی افتاد که با...
هوپا
18,000 تومان
جک یک پسر کاملاً معمولی بود. جک از پریدن توی گودالهای آب و بالا رفتن از درختان خوشش میآمد. جک از قارچ خوشش نمیآمد و عدد مورد علاقهاش هفت بود. ولی یک چیز کوچک در مورد جک وجود داشت که او را کمی متفاوت میکرد. و...
هوپا
11,000 تومان
ملافه را کشیدم رویم و به حرفهای استاد گوش دادم، از دور من را نشان میداد و میگفت: «امروز میخواهیم این کاداو رو تشریح کنیم، تشریح اندام. بریم دل و رودهاش رو بشکافیم.» از زیر ملافه دیدم جماعتی چاقوبهدست میآیند...
هوپا
105,000 تومان
خانوادهی سلطنتی چهار نفرهای در قلعهای وسطِ شهر زندگی میکنند. همهی آنها از تاجگذاشتن متنفرند. هربار از تاجگذاری فرار میکنند و به دریا و کوه و آتشفشان میروند. شاهزادهکوچولوهای بامزه، آلیس و لوییسکوچیکه، به...
هوپا
36,000 تومان
خانوادهی سلطنتی چهار نفرهای در قلعهای وسطِ شهر زندگی میکنند. همهی آنها از تاجگذاشتن متنفرند. هربار از تاجگذاری فرار میکنند و به دریا و کوه و آتشفشان میروند. شاهزادهکوچولوهای بامزه، آلیس و لوییسکوچیکه، به...
هوپا
118,000 تومان
کریمخسته یک آدم است که قبلترها که شهر ما هنوز شهر نشده بود، به گاوها آمپول میزد تا سرما نخورند. اما همهی گاوها سرما خوردند و آنقدر آب از چشم و دماغشان آمد که مُردند. اما بعد از اینکه اینجا شهر شد و همهی گاوها...
هوپا
59,000 تومان
امروز دوباره صدایم کردند بچهمثبت. همینطور احمق عجیبالخلقهی پاچهخار و تولهسگ خانممعلم و چیزهای دیگری که ترجیح میدهم تکرارشان نکنم. همهی اینها را بار من کردند فقط بهخاطر اینکه به خانم بیرن یادآوری کردم تکالیف...
هوپا
32,000 تومان
قلعه از دور شبیه گدای فلجی بود که یک دست و یک پایش از یک دست و یک پای دیگرش کوتاهتر بود. هیچ تقارنی نداشت. مثل کلاغها سیاهِ سیاه بود. یک برجش خیلی بلند بود، یک برجش خیلی کوتاه. یک دیوارش منحنی بود، یک دیوارش صاف. یک...
نمایش 161 تا 180 از 536 مورد
