110 قصه قبل از خواب
روزی الاغی که درون پوستین شیری رفته و تغییر قیافه داده بود، داشت در جنگل پرسه می زد. او حیوانات ساده لوح و نادانی را که در بین راه می دید می ترساند و برای خودش سرگرمی درست می کرد. در میانه راه با روباهی برخورد کرد. شیر قلابی سعی کرد او را هم بترساند اما روباه که صدای عر عر الاغ به گوشش خورده بود با تعجب به او گفت: (اگر صدات این قدر نکره و نخراشیده نبود من هم مثل بقیه حیوانات حسابی می ترسیدم
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
۱۱۰ قصه قبل از خوابشمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



