یکی بود، یکی نبود، دشت سرسبزی بود. در گوشهی این دشت بزرگ بزبز قندی با هفت بزغالهاش به خوبی و خوشی زندگی میکرد
قصه های شیرین جهان مجموعه چهارم (جلدهای 31 تا 40)
مجموعه اي از داستان هاست به روايت شاگا هيراتا، بن زلس و برادران گريم، ترجمه جمعي از مترجمين و چاپ انتشارات قدياني (كتاب هاي بنفشه). قصه هايي خواندني، عبرت آموز، كهن و شيرين با تصاويري جذاب و ديدني براي مطالعه تمام دبستاني ها و بلند خواني و قصه گويي براي كودكان 5 تا 7 سال. ده داستان مهيج، دلنشين و دوست داشتني كه با نثري ساده و ملموس براي كودكان و نوجوانان روايت شده اند.
از همین نویسنده
در زمانهای خیلیخیلی دور، پادشاهی بود که دلش میخواست همیشه لباسهای خوب بپوشد. خیاطهای مخصوص شاه، هر روز یک لباس تازه برای او میدوختند
سایر کتاب های همین ناشر
به جنگل جادویی خوش آمدی.
مهم نیست کی و کجایی، تنهایی یا با خانواده و دوستان! این دنیای جادویی را با رنگ های رؤیایی رنگ آمیزی کن. در هر سنی که هستی طعم خلق این دنیای هنرمندانه کامت را شیرین می کند.
سال های نخست زندگی کودک، دوران طلایی شکوفایی توانایی های ذهنی کودک به شمار می آید. قرار دادن او در معرض تجارب گوناگون و آموزش های مناسب در این دوران، سبب تسهیل و پر شتاب تر شدن رشد کودک در جنبه های گوناگون ذهنی، عاطفی، اجتماعی و جسمی میگردد باید با توجه به توانایی های ذهنی کودک در هر مرحله، آنها را در زمینههای مختلف یاری کرد و در جریان فعالیت فکری قرار دهند تا دنیایشان از طریق مشاهده، اکتشاف، تجربه و عمل گسترش یابد این کتاب، با همین اهداف در صدد آشنایی کودکان و خردسالان با مفاهیم اولیه و کاربردی زندگی است.
هوا سرد شده است. من همیشه خرده های نان را پشت پنجره می ریزم. آن وقت گنجشک ها می آیند و از دیدن آن همه غذا با خوشحالی روی پاهایشان می پرند.
من هم با مهربانی به آنها نگاه می کنم. وقتی گنجشک ها سیر می شوند، با نوک به شیشه پنجره می زنند و از من تشکر می کنند.
آن وقت من لبخند می زنم و دستم را برایشان تکان می دهم.
این کتاب سرگرمی و آموزش کارهای روزانه به بچه هاست این سرگرمی و بادگیری همراه با سوال و پیدا کردن برچسب های مناسب برای کامل کردن تصاویر است.کاری که کودک را به یادگیری و تفکر برای حل مسائل تشویق میکند.
قصههایی برای گذراندن یک بعدازظهر بارانی
در جزیرهی پرینس ادورد، جایی که آنی گرین گیبلز بزرگ شد، نزدیک دریا دهکدهای هست به نام اونلی.
در این مکان خاص، در روزگاری نه چندان دور، مردمی خاص زندگی میکردند.
قصه های کوچک برای بچه های کوچک، مجموعه دوم: 17 قصه برای کودکان نوشته ی مژگان شیخی,شکوه قاسم نیا است که طراحی این کتاب را به عهده داشته که توسط قدیانی در سال 1392 و 96 صفحه به بازار عرضه شده است.
اين مجموعه، شش كتاب مستقل "دندانم را مسواك ميزنم"؛ "به همه سلام ميكنم"؛ "اسباببازيهايم را جمع ميكنم"؛ "خودم لباسم را ميپوشم"؛ "خوردنيها را دوست دارم" و "خودم به دستشويي ميروم" را در بر ميگيرد و از ويژگيهايي برخوردار است كه ميتوانند به عنوان يكي از بهترين شيوههاي آموزشي در اختيار اوليا و مربيان قرار گيرد. از جملهي اين ويژگيها، اشاره به مهمترين مسائل كودكان است؛ مسائل و مشكلاتي كه به نوعي مشكل بزرگترها هم هست.
این مجموعه کتابها
بازی و آموزش را با هم می آمیزد تا به کودکان آگاهی دهد،آنها را از نظر به کارگیری لغات توانمند سازد،و حس مشاهده و کنجکاوی آنها را بهبود ببخشد.
مجموعهي چراهاي تاريخ ايران، نگاهي اجمالي است به تاريخ ايران از ديدگاهي جديد. در اين مجموعه كه به شيوهي پرسش و پاسخ ارائه شده مخاطبان (نوجوانان و جوانان) با سرگذشت كشورمان آشنا ميشوند. در اين مجموعه به تاريخ سياسي، اجتماعي و تمدني بهطور متناسب پرداخته
مجموعه شعر و رنگ آمیزی (مجموعه ی 4 جلدی) نوشته ی مریم اسلامی است که توسط قدیانی در سال 1399 و 192 صفحه به بازار عرضه شده است.
30 قصه 30 شب، مجموعه ی 365 قصه برای کودکان است که در 12 جلد منتشر شده است. به دلیل استقبال بسیار زیاد خوانندگان، هر 3 کتاب در یک مجموعه گرد آمده است. مجموعه ای برای فصل بهار، تابستان و همین طور برای پائیز و زمستان.
ساعت ها سرگرم شوید کتاب ورق ورق سرگرمی, مجموعهای سرشار از تنوع برای کودکان بالای 5 سال است. بخشی از این سرگرمیها شامل پازل،کاردستی و فعالیتهای دیگری است که نیاز به قیچی و جدا کردن از کتاب دارد بنابراین پشت این صفحهها برای سهولت و زیبایی سفید است. بخش دیگر هم شامل سرگرمیهای جذاب و متنوعی مانند رنگ آمیزی و تکمیل تصویر، مسیریابی و ... میباشد.کودک میتواند این صفحه ها را قیچی کند و هر طرف آن را که دوست دارد استفاده کند. محل برش هر صفحهی این کتاب با نقطه چین و تصویر قیچی مشخص شده است. کودک شما میتواند ساعتها با این کتاب سرگرم شود.
قوانین کلاس خانم معلم به رجینا احساس امنیت میدهد. گرچه رجینا معلم جدیدش، خانم سالوادور، را خیلی دوست دارد، اما هنوز در خانه ساکت است. علتش هم این است که او رازی دارد که به هیچکس نگفته است، حتی مادرش. وقتی خانم معلم برای بچهها دربارهی تماس نامناسب صحبت میکند و میگوید که چطور باید جلوی این کار را گرفت، رجینا دوست دارد به او اعتماد کند.
این مجموعه کتابها
بازی و آموزش را با هم می آمیزد تا به کودکان آگاهی دهد،آنها را از نظر به کارگیری لغات توانمند سازد،و حس مشاهده و کنجکاوی آنها را بهبود ببخشد.
با مطالعه اين كتاب، علاوه بر اطلاعات مربوط به باروري و عوامل مؤثر در تعيين جنسيت، با شيوهاي طبيعي براي انتخاب جنس كودك آشنا ميشويد. زبان ساده نويسنده و شرح تجربه داوطلباني كه شيوه او را بهكار بستهاند كتاب را خواندنيتر كرده است.
تنتن خبرنگار و ماجراجوی جوانی است كه به همراه سگ خود میلو، درگیر داستانهای هیجانانگیز، خطرناك و رازآلودی میشود و همیشه پرده از اسرار نهفته این داستانها برمیدارد. كاپیتان هادوك، دوقلوها، پروفسور تورنسل و... از دوستان همیشگی تنتن در این داستانها هستند.
این مجموعه کتابها بازی و آموزش را با هم می آمیزد تا به کودکان آگاهی دهد،آنها را از نظر به کارگیری لغات توانمند سازد،و حس مشاهده و کنجکاوی آنها را بهبود ببخشد.
گروبز از پیشگویی یونیسوان وحشت دارد. كرنل نابینا شده و بك در دست لرد لاس است. هر روز تونلهای بزرگتری گشوده میشود و هیولاها دستهدسته از راه میرسند. در سراسر دنیا، مردم با هیولاها میجنگند، به دست آنها كشته میشوند یا از چنگالشان میگریزند. ولی این تعقیب و گریز بیامان تا كجا ادامه مییابد؟ اگر گروبز و كرنل نتوانند بك را نجات دهند و نیروی نهایی كاگاش را آزاد كنند، بر سر زمین چه میآید؟ آیا كاگاش میتواند یا میخواهد نتیجه جنگ را تغییر دهد یا نیرویی فراتر از آن باید پا به میدان گذارد؟
این کتاب شامل چهار داستان پیرامون شخصیت کارتونی محبوب کودکان، یعنی پو و دوستانش می باشد که تصاویر به کار گرفته شده در آن به صورت سیاه و سفید می باشند. بنابراین کودک می تواند هم زمان با مطالعه ی هر قصه، تصاویر را به دلخواه رنگ آمیزی نماید. داستان هفالامپ که یکی از قصه های آمده در آن می باشد؛ در رابطه با روزی است که پو و دوستانش با شنیدن یک صدای نعره ی بلند همگی از خواب می پرند؛ آنها به سمت خانه ی رابیت می روند تا از او بپرسند صدای وحشتناک مربوط به چه چیزی است. رابیت بعد از کمی فکر کردن و با دیدن رد پایی بزرگ، می گوید این صدا و اثر پا مربوط به یک هفالامپ می باشد که آن طرف جنگل در کنار یک دره ی بزرگ به همین نام، زندگی می کنند.
حسنی به زحمت چشم هایش را باز کرد. خمیازه ای کشید و گفت: «سلام!» باباجان گفت: «سلام به روی ماهت! حسنی جان... زود برو از سر کوچه یک کیلو پیاز بخر و زود برگرد. خانم جان می خواهد برای ظهر کوفته قلقلی درست کند.» حسنی غرغری کرد و از جا بلند شد و گفت: «اوه... حالا کو تا ظهر!» باباجان به او چشم غره رفت. حسنی هم دیگر حرفی نزد. شال و کلاه کرد و از خانه بیرون دوید. هوا خیلی خوب بود و حسنی فکر کرد که تا ظهر زمان زیادی است. به سرش زد که راه را دور بزند و از کوچه باغی برود.