کودک فیلسوف (چرا من وجود دارم؟)
فيلو به ساعت نزديك شد و پرسيد:
آهاي ساعت، چرا تو وجود داري؟
ساعت جواب داد: «خوب گوش كن، پسرم. هر چيزي كه حركت مي كند، وجود دارد. تيك- تاك، تيك- تاك…»
فيلو پرسيد: «پس يعني وقتي من بي حركتم، وجود ندارم؟»
سوف، آستين فيلو را كشيد و گفت: «ساعت اصلا به تو نگفت چرا وجود دارد و حرف هاي مسخره اي هم زد. مثلا وقتي تو خوابي حركت نمي كني، اما وجود داري! واي، نگاه كن، يك مگس! اصلا چطور است برويم سراغ آن مگس؟
اثر اسكار برونيفيه به ترجمه رويا خوئي با تصويرگري دلفين دوران مي باشد و انتشارات پيدايش آن را به چاپ رسانده است. داستاني براي پاسخ به سوال كودكان در رابطه با علت وجوديشان كه ممكن است ذهن بسياري از آن ها را به خود مشغول ساخته باشد و پاسخ مناسب از جانب اطرافيان براي آن مطرح نشده باشد. اثر حاضر با روايتي كودكانه و دوست داشتني، فرزندتان را براي دست يابي به جواب با خود همراه كرده و او را با شيوه مطرح ساختن پرسش و دريافت پاسخ آشنا ميسازد