خاطرات دیوونه بازی های من 1 (مدرسه، به نظرت بس نیست ؟)
وقتی بابا امروز صبح این مساله رو پیش کشید به این نکته اشاره کردم که نمرات من در همه ی درش ها غیر از ریاضی خوبه بابا گفت:(باید توی همه ی درس ها موفق باشی) من گفتم:(اصلا این روزا کی به ریاضی احتیاج داره؟) بابا گفت:(من من حسابدارم شغلم اینه خرج خونه رو از همین راه درمیاریم من گفتم:بابا اگر قرار بود همه مثل تو تو ریاضیشون خوب باشه دیگه مجبور نبودن تو رو استخدام کنن قبول کن هرچی آدمای دور و برت کمتر از ریاضی سر در بیارن وضع خونواده ی ما بهنره و دهن بابا مثل یه کتاب ریاضیات بزرگ و قدیمی بسته شد با بیچارگی به مامان نگاه کرد با خودم فکر کردم جواب رو حال کردی جناب ریاضی دان؟
سایر کتاب های همین ناشر
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
خاطرات دیوونه بازی های من ۱ (مدرسه، به نظرت بس نیست ؟)شمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



