کودکان ممکن است به خاطر تفاوت های خیلی ساده و پیش افتاده ای که با بقیه دازند نژآد پرستی را تجربه کنند ممکن است چون از نژاد دیگری هستند،یا به خاطر تفاوت لهجه دین یا فرهنگشان مورد آزار قرار بگیرند.راه های مختلفی وجود دارد که شما به عنوان پدر و مادر معلم یا پرستار بچه میتوانید به آن ها کمک کنید تا با این مشکل کنار بیایند و آن را حل کنند. بچه ها باید بدانند نژاد پرستی به هیچ وجه پذیرفته شده نیست. باید بدانند اگر با آن ها رفتار نژاد پرستانه ای شد،ایراد از آن ها نیست. بالا بردن اعتماد به نفس کودک کمک زیادی به حل قضیه میکند. ترس از بدتر شدن اوضاع ممکن است مانع شود که کودک مشکلش را به کسی بگوبد.آن ها باید مطمئن باشند که اگر رازشان را به بزرگ تری گفتند او اقدام موثری خواهد کرد و مورد حمایت قرار خواهند گرفت.
خیابان وحشت 4 (جسم زامبی)
لوک واتسون با تعجب به طول ستون فقراتی که روی زمین چمن جلوی چشمهای او قرار گرفته بود، نگاه میکرد. سعی کرد بیشتر تمرکز کند. در مدرسهی قدیمی درس زیستشناسی اینطوری تدریس نمیشد. دکتر اسکولی پرسید: «بسیار خوب، حالا میتوانی بگویی مهرههای کمر از کجا شروع شده و به کجا ختم میشود یا نمیتوانی؟» لوک نمیدانست از این تعجب کند که معلمش یک اسکلت است یا از این که دارد روی استخوانهای خودِ معلم آزمایش میکند. از وقتی که به خیابان وحشت آمده بود، هر روز چیزهای عجیبی اتفاق میافتاد و لوک به آن عادت کرده بود. جادوی یک قرن شب پایدار در خیابان وحشت شکسته شده و نور روز برگشته بود. در نتیجه کلاس درس در حیاط پشتی دکتر اسکولی، که خودش یک اسکلت بود، شروع شد. ظاهراً همه چیز خوب به نظر میرسید اما لوک نمیتوانست در آن فضای عجیب تمرکز کند. معلم گفت: «منتظر جوابم.» لوک گفت: «من...»