9 قصهی دلنشین از نویسندههای آشنا با دنیای رنگارنگ کودکانه که با قلمی شیرین، کودک و والد را با خود به سرزمین قصهها میکشانند و با قصههای شیرینتر از قند لحظات قندتر از شیرینی را برایتان رقم میزنند.
داستان واره های احکام برای بچه ها 9 (روزه و ماه رمضان)
هنگام سحر بود و همه دور سفره نشسته بودند.
نرگس کنار مادرش نشسته بود و چشم های خواب آلودش را می مالید و غذا می خورد.
نجمه گفت: «واقعا می خواهی روزه بگیری؟»
نرگس گفت: «بله که می گیرم! فکر کردی فقط خودت بلدی روزه بگیری؟ نجمه گفت: «هیج می دانی که از اذان صبح تا اذان مغرب نباید آب و نان و غذا و میوه و خوراکی های دیگر بخوری؟»
نرگس گفت: «بله که می دانم !»
مریم خانم به نرگس گفت: «تو روزه ی کله گنجشکی بگیر، یعنی از حالا تا وقت صبحانه چیزی نخور. صبحانه که خوردی تا ناهار چیزی نخور. بعد از ناهار هم تا شام چیزی نخور.»
هنگام سحر بود و همه دور سفره نشسته بودند.
نرگس کنار مادرش نشسته بود و چشم های خواب آلودش را می مالید و غذا می خورد.
نجمه گفت: «واقعا می خواهی روزه بگیری؟»
نرگس گفت: «بله که می گیرم! فکر کردی فقط خودت بلدی روزه بگیری؟ نجمه گفت: «هیج می دانی که از اذان صبح تا اذان مغرب نباید آب و نان و غذا و میوه و خوراکی های دیگر بخوری؟»
نرگس گفت: «بله که می دانم !»
مریم خانم به نرگس گفت: «تو روزه ی کله گنجشکی بگیر، یعنی از حالا تا وقت صبحانه چیزی نخور. صبحانه که خوردی تا ناهار چیزی نخور. بعد از ناهار هم تا شام چیزی نخور.»
سایر کتاب های همین ناشر
این مجموعه کتابها
بازی و آموزش را با هم می آمیزد تا به کودکان آگاهی دهد،آنها را از نظر به کارگیری لغات توانمند سازد،و حس مشاهده و کنجکاوی آنها را بهبود ببخشد.
اين مجموعه، شش كتاب مستقل "دندانم را مسواك ميزنم"؛ "به همه سلام ميكنم"؛ "اسباببازيهايم را جمع ميكنم"؛ "خودم لباسم را ميپوشم"؛ "خوردنيها را دوست دارم" و "خودم به دستشويي ميروم" را در بر ميگيرد و از ويژگيهايي برخوردار است كه ميتوانند به عنوان يكي از بهترين شيوههاي آموزشي در اختيار اوليا و مربيان قرار گيرد. از جملهي اين ويژگيها، اشاره به مهمترين مسائل كودكان است؛ مسائل و مشكلاتي كه به نوعي مشكل بزرگترها هم هست.
داستان هایی جذاب که در سرزمینی خیالی به نام «آوانتیا» اتفاق میافتند؛ شش هیولا از این سرزمین دفاع میکنند… ناگهان هیولاها طلسم می شوند و سرزمین “آوانتیا” را که روزی از آن دفاع می کردند، نابود میکنند؛ حالا پسری مبارز تلاش می کند سرزمین آوانتیا را نجات دهد.
در این چند هزار سال که از زندگی بشر میگذرد، قصهها و افسانههای زیادی نوشته شدهاست، اما تعداد کمی از آنها باقی مانده و به این روزها رسیده است. این کتاب جزو یکی از این قصههای ماندگار و جذاب می باشد؛ قصههایی که هر بار میخوانیم، دریچهی تازهای از دنیای زیباییها به رویمان باز میشود.
این کتاب شامل 24 فصل است و در هر فصل به سوال های شما درباره ی یکی از مظاهر علم و صنعت، طبیعت، منظومه ی شمسی و ... پرداخته است. شما با داشتن این کتاب، پاسخ بسیاری از سوال های خود را دریافت می کنید.
آواز خواندن ،تقلید کردن،شمردن،طراحی کردن، غنی کردن دایره های لغات و...همه را این کتاب در اختیارتان می گذارد.
تمرین هایی سرگرم کننده و در عین حال آموزنده این کتاب مبتنی بر تبادل نظر است، خانواده را دور هم جمع می کند و آموزه های کودک را ساماندهی می کند.
بازی کردن و در کنار هم کشف کردن به رشد کودک کمک می کند.بنابراین آموزه ها تنها از طریق بازی و سرگرمی شکل می گیرند.
در این چند هزار سال که از زندگی بشر می گذرد، قصه ها و افسانه های زیادی نوشته شده است، اما تعداد کمی از آنها باقی مانده و به این روزها رسیده است.
مجموعه ی کلاسیک های کودکانه تعدادی از این قصه های ماندگار و جذاب هستند، قصه هایی که هربار می خوانیم، دریچه ی تازه ای از دنیای زیبایی ها به رویمان باز می شود.
این کتاب شامل حکایت های متنوع و پندآموزی است که از زبان حیوانات گفته شده است. حکایت ها ساده و پر معنی است و هر کدام نکته های ظریف و مهمی را بیان می کند. نام کتاب از دو شغال به نام های ( کلیله و دمنه ) گرفته شده است. بخش بزرگی از کتاب به داستان این دو شغال اختصاص دارد.
در قرن ششم هجری قمری یکی از دبیرهای دربار غزنوی، ( نصرالله منشی ) آن را از زبان عربی به فارسی برگرداند. او در فارسی و عربی استاد بود و با مهارت های زیادی این کار را انجام داد. کتاب را گسترش داد و با نثر بسیار زیبایی آن را نوشت.
این کتاب شامل پانزده باب است. کلیله و دمنه در طول سال ها به زبان های مختلفی ترجمه شده و همیشه مورد توجه ادیبان و سخنوران بوده است.
می گویند این کتاب مجموعه ای از دانش و حکمت است که مردمان قدیم آن را جمع آوری کردند. بعد هم آن را برای فرزندان شان به میراث گذاشتند و در طول قرن ها آن را می خواندند و گرامی می داشتند و از آن حکایت ها درس های زندگی می آموختند و...
-لباس جدید پادشاه - در زمان های خیلی خیلی دور، پادشاهی بود که دلش می خواست همیشه لباس های خوب بپوشد. خیاط های مخصوص شاه، هر روز یک لباس تازه برای او می دوختند. روزی رسید که خیاط های او دیگر نتوانستند لباسی با شکل تازه برایش بدوزند. پادشاه خودخواه عصبانی شد و فریاد زد: من قبلا این لباس را پوشیده ام! مگر نمی دانید که من هیچ وقت یک لباس را دوبار نمی پوشم.
یک روز دو آدم حقه باز به قصر شاه آمدند و گفتند جناب شاه، ما از راه خیلی دوری به اینجا آمده ایم تا شما را راضی کنیم. ما بافنده هایی هستیم که کار خود را خیلی خوب بلد هستیم. ما می توانیم پارچه عجیبی ببافیم. این پارچه مخصوص، طوری است که آدم های احمق نمی توانند آن را ببینند. پادشاه گفت: هووووم… چه جالب! این طوری می توانم بفهمم که کدام یک از وزیرانم با هوش و کدام یک احمقند.
مجموعه قلقلی ها برای کودکان یک کتاب آموزشی
اثری است از امیلی بومون به ترجمه راضیه خوئینی و چاپ انتشارات قدیانی (کتاب های بنفشه)، معرفی شده در کتاب نامه رشد آموزش و پرورش. داستانی برای کودکان 5 تا 10 سال که آن ها را با کار رفتگران و کسانی که مسئولیت جمع آوری زباله ها را از سطح شهر دارند آشنا می کند. در پایان داستان سوالاتی درباره روند و شخصیت های داستان پرسیده می شود که ذهن کودک را به چالش می کشاند و باعث تقویت قوای ذهنی شان می گردد.
یک عنکبوت بود که بلد نبود تار ببافد. خیلی دلش میخواست ببافد، ام فقط بَلد بود سوت بزند.
.
مجموعه ی 52 کتاب قصه و شعر نوشته ی افسانه شعبان نژاد توسط انتشارات قدیانی منتشر شده است.
اثری است از ال.ام. مونتگمری به ترجمه ساراقدیانی و جاپ انتشارات قدیانی. این کتاب داستان گروهی از بچه ها را با زبان بورلی کینگ روایت می کند؛ سارا استنلی یکی از شخصیت های اصلی کتاب و درواقع دختر قصه گویی است که داستان هایی جالب از خاندان کینگ که بورلی و برادرش فیلیکس هم جزئی از آن به شمار می آیند تعریف می کند. ورود به خانه قدیمی پدر و تجربه ی زندگی میان یادگارهای کودکی او بورلی و فیلیکس را سرشار از شوق کرده و در حقیقت آغازی است برای قصه های جزیره، مجموعه ای جذاب، خواندنی و لذت بخش.
اهمیت دیکته و نوشتار اول دبستان به عنوان پایه سال های آینده بر هیچ کس پوشیده نیست. نام این پایه بیش از هر چیز مهارت نوشتن را در ذهن تداعی می کند که در واقع یکی از معانی و معیارهای سواد پس از توانایی خواندن است. در کلاس اول دبستان که مهارت های سوادآموزی به تدریج رشد می یابد، جستجو برای دستیابی به منابع کمک درسی برای تمرین خواندن و البته نوشتن و املا مفید به فایده خواهد بود و تسلط دانش آموزان بر این دو مقوله سبب یادگیری و انگیزه بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر مشارکت والدین در امر آموزش فرزندان، نتیجه تلاش های نوآموز و معلم را دوچندان می کند.
هوا سرد شده است. من همیشه خرده های نان را پشت پنجره می ریزم. آن وقت گنجشک ها می آیند و از دیدن آن همه غذا با خوشحالی روی پاهایشان می پرند.
من هم با مهربانی به آنها نگاه می کنم. وقتی گنجشک ها سیر می شوند، با نوک به شیشه پنجره می زنند و از من تشکر می کنند.
آن وقت من لبخند می زنم و دستم را برایشان تکان می دهم.
مجموعهي چراهاي تاريخ ايران، نگاهي اجمالي است به تاريخ ايران از ديدگاهي جديد. در اين مجموعه كه به شيوهي پرسش و پاسخ ارائه شده مخاطبان (نوجوانان و جوانان) با سرگذشت كشورمان آشنا ميشوند. در اين مجموعه به تاريخ سياسي، اجتماعي و تمدني بهطور متناسب پرداخته
حسنی به زحمت چشم هایش را باز کرد. خمیازه ای کشید و گفت: «سلام!» باباجان گفت: «سلام به روی ماهت! حسنی جان... زود برو از سر کوچه یک کیلو پیاز بخر و زود برگرد. خانم جان می خواهد برای ظهر کوفته قلقلی درست کند.» حسنی غرغری کرد و از جا بلند شد و گفت: «اوه... حالا کو تا ظهر!» باباجان به او چشم غره رفت. حسنی هم دیگر حرفی نزد. شال و کلاه کرد و از خانه بیرون دوید. هوا خیلی خوب بود و حسنی فکر کرد که تا ظهر زمان زیادی است. به سرش زد که راه را دور بزند و از کوچه باغی برود.
30 قصه 30 شب، مجموعه ی 365 قصه برای کودکان است که در 12 جلد منتشر شده است. به دلیل استقبال بسیار زیاد خوانندگان، هر 3 کتاب در یک مجموعه گرد آمده است. مجموعه ای برای فصل بهار، تابستان و همین طور برای پائیز و زمستان.
این کتاب شامل چهار داستان پیرامون شخصیت کارتونی محبوب کودکان، یعنی پو و دوستانش می باشد که تصاویر به کار گرفته شده در آن به صورت سیاه و سفید می باشند. بنابراین کودک می تواند هم زمان با مطالعه ی هر قصه، تصاویر را به دلخواه رنگ آمیزی نماید. داستان هفالامپ که یکی از قصه های آمده در آن می باشد؛ در رابطه با روزی است که پو و دوستانش با شنیدن یک صدای نعره ی بلند همگی از خواب می پرند؛ آنها به سمت خانه ی رابیت می روند تا از او بپرسند صدای وحشتناک مربوط به چه چیزی است. رابیت بعد از کمی فکر کردن و با دیدن رد پایی بزرگ، می گوید این صدا و اثر پا مربوط به یک هفالامپ می باشد که آن طرف جنگل در کنار یک دره ی بزرگ به همین نام، زندگی می کنند.