مجموعه ي جذاب و دوست داشتني قصه ها عوض مي شوند روايتگر ماجراهاي خواهر و برادری است که توسط آينه ي جادوييشان و پري مهرباني كه داخل آن زندگي مي كند، به دلايلي به سرزمين قصه ها و داستان هايي همچون سیندرلا، ديو و دلبر، علاءالدین، شاهزاد نخود فرنگی و… سفر مي كنند، اما قصه اي که وارد آن می شوند كمي متفاوت با داستان اصلی است و هربار آن ها را به چالش می كشد. این دفعه ایبی و دوستانش يعني فرانكي، رابين و پني پس از افتادن فرانكي در چاله ي مرموز پشت خانه ي پني، وارد سرزمين عجايب مي شوند و براي برگشتن به خانه به دنبال فرانكي مي گردند. آن ها درپي يافتن نشانه اي از فرانكي، با كلاه دوز ديوانه، ملكه بدجنس، گربه سخن گو و آليس ديدار مي كنند.
سه گانه بد 1 (جادوی بد)
همهچیز از آنجا شروع میشود که در روزهای پایانی مدرسه، دانشآموزان موظف میشوند دربارهی نقش جادو در یکی از شاهکارهای شکسپیر، به نام طوفان، مقالهای بنویسند. کِلی نهتنها اعتقادی به جادو ندارد، بلکه با شنیدن این کلمه، در ذهنش خاطرات برادر بزرگترش نقش میبندد که به تردستی و جادوگری علاقمند بود و دو سال پیش، بدون خداحافظی خانه را ترک کرد و دیگر تماسی با آنها نگرفت. کِلی تنها جملهای را که در ذهنش نقش میبندد، توی دفترش مینویسد: «گندش بزنند جادو!» و روز بعد در کمال ناباوری همان جمله را با دست خط خودش روی دیوار مدرسه میبیند! انگار کسی نیمهشب نوشتهاش را دزدیده و آن را روی دیوار کپی کرده باشد. از آنجا که کسی حرفهای کِلی را باور نمیکند، از طرف مدرسه توبیخ میشود و به عنوان تنبیه باید تابستان خود را در جزیرهای دور افتاده و آتشفشانی بگذراند که دانشآموزان شرور به آنجا فرستاده میشوند.
همهچیز از آنجا شروع میشود که در روزهای پایانی مدرسه، دانشآموزان موظف میشوند دربارهی نقش جادو در یکی از شاهکارهای شکسپیر، به نام طوفان، مقالهای بنویسند. کِلی نهتنها اعتقادی به جادو ندارد، بلکه با شنیدن این کلمه، در ذهنش خاطرات برادر بزرگترش نقش میبندد که به تردستی و جادوگری علاقمند بود و دو سال پیش، بدون خداحافظی خانه را ترک کرد و دیگر تماسی با آنها نگرفت. کِلی تنها جملهای را که در ذهنش نقش میبندد، توی دفترش مینویسد: «گندش بزنند جادو!» و روز بعد در کمال ناباوری همان جمله را با دست خط خودش روی دیوار مدرسه میبیند! انگار کسی نیمهشب نوشتهاش را دزدیده و آن را روی دیوار کپی کرده باشد. از آنجا که کسی حرفهای کِلی را باور نمیکند، از طرف مدرسه توبیخ میشود و به عنوان تنبیه باید تابستان خود را در جزیرهای دور افتاده و آتشفشانی بگذراند که دانشآموزان شرور به آنجا فرستاده میشوند.