کمتر کودکی است که شعری از مصطفی رحماندوست از برَ نباشد یا کتابی از او در کتابخانهاش نداشته باشد.
رحماندوست اما این بار در تک تک شعرهای این مجموعه با خداوند بخشنده و مهربان حرف میزند و با زبانی صمیمی و دلنشین او را کودکانه نیایش میکند.
مثل ها و قصه هایشان (قصه های چهار فصل)
مجموعه مثل ها و قصه هايشان اثري است دوازده جلدي به قلم مصطفي رحماندوست، تصويرگري رودابه خائف و چاپ انتشارات محراب قلم.
اين مجموعه دربردارنده ي 365 قصه براي 365 شب سال است. هريك از داستان هاي شيرين و آموزنده اين مجموعه به بازگويي ماجراي پديدآمدن ضرب المثل هاي گوناگون مي پردازند و اين امكان را فراهم مي آورند تا كودكان و نوجوانان پس از آشنايي با زندگي، باورها و آداب و رسوم گذشتگانمان، از آن ها درس بگيرند و كيفيت زندگي خود را افزايش دهند.
از همین نویسنده
سایر کتاب های همین ناشر
کی چه کار می کنه ؟ (دامپزشک)
امروز دکتر کِیت به مدرسه آمده است تا دربارهی شغل دامپزشکی با دانشآموزان صحبت کند. او برای بچهها میگوید که دامپزشکی شاخههای گوناگونی دارد. برخی «دامپزشک»ها حیوانات بزرگ و وحشی را درمان میکنند. آنها در مزارع و باغوحشها کار میکنند.
خانم شارلوت، کتابدار جدید سنت آناتول، کتابهایش را با چرخدستی به گردش در شهر میبرد. انباری قدیمی مدرسه که کتابدار جدید آن را تبدیل به کتابخانه کرده، حسابی مایهی سرگرمی بچهها شده، اما یک روز، خانم شارلوت در حال خواندن کتاب جالبی است که ناگهان در آن غرق میشود… چگونه باید او را از این وضعیت عجیب نجات داد؟
دنیای زیبای من (بدن من)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار می دهند.
این کتاب از مجموعهی چراهای شگفتانگیز میباشد که اطلاعاتی دربارهی خصوصیات ظاهری بیابانها، نحوه زندگی در بیابانها، حیوانات در بیابانها و گیاهان در بیابانها را بهصورت پرسش و پاسخ برای کودکان و نوجوانان دارد.
وقتي سرما مي خوريم، به آب ريزش از بيني دچار مي شويم! آب ريزش از بيني نشانه ي اين است که ويروس ها وارد بيني شده اند.
جانوران زیادی از بچههای خود به خوبی مراقبت میکنند، اما اورانگوتانها فرق دارند
اورانگوتان مادر دست کم سه سال به نوزاد خود شیر میدهد و او را هر شب در آغوش خود میخواباند. بچه اورانگوتانها تا هفت یا هشت سالگی پیش مادرشان میمانند.
همه به هم شبيه هستيم و همه با هم فرق داريم. همه ي آدم ها با هم تفاوت دارند. بعضي ها قد کوتاه و بعضي ها چاق يا لاغرند.
کتاب پیش رو خلاصه ای از رمان معروف و خواندنی سه تفنگدار را با زبانی شیوا و ساده روایت می کند. دارتانیان جوانی پر انرژی است که تجربه ای از رویارویی با سه تفنگ دار کسب می کند و هنگامی که این مبارزه و مقابله به دوستی و پیوستن او به سه تفنگدار ختم می شود خود را در ماجرایی مرموز و مهلک می یابد؛ حالا او باید همراه با گروه سه تفنگ دار برای خنثی کردن دسیسه ها و نقشه هایی شوم که ملکه را در خطر می اندازد وارد عمل شود و با سپاه کاردینال که سودای به دست گرفتن قدرت را دارند رویارویی کند.
قصه ی ما همین بود 4
سال ها پیش که پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بچه ها را پای کرسی جمع می کردند و برایشان قصه می گفتند آخر کار نفسی می کشیدند و می گفتند: قصه ما به سر رسید کلاغه به خانه اش نرسید. یا می گفتند: بالا رفتیم هوا بود پایین آمدیم زمین بود قصه ما همین بود.
خرس قطبی در قارهی شمالگان نزدیک قطب شمال زندگی میکند. خرس قطبی موهای خیلی کلفتی دارد. یک لایهی کلفت چربی هم زیر پوستش دارد که در برابر سرما و باد از او محافظت میکند. موهای خرس قطبی سفید است و در میان برفها دیده نمیشود. خرس قطبی شناگر ماهری است و میتواند بیشتر از یک دقیقه بدون اینکه نفس بکشد زیر آب بماند!
بهتر است وقتي گرگ ها در جنگل نيستند، در آن جا گردش کنيم؛ چون ممکن است به ما حمله کنند و ما را بخورند!
پيش از دايناسورها، چه جانورانی زندگی میکردند؟ پيش از دايناسورها، در کرهی زمين خزندگانی مانند ديميترودن وجود داشتند. در آن دوره، سنجاقکها غول پیکر بودند… و دوزیستانی مثل ایکتیوستگا هم زندگی میکردند.
بچههای مدرسه، برای بازدید، به کلاس چهارم رفتهاند تا با «معلم» کلاس چهارم، خانم کرافورد، صحبت کنند و دربارهی شغل معلمی و کارهایی که یک «معلم» انجام میدهد اطلاعات بیشتری به دست آورند. قبل از ورود به کلاس، بیشتر بچهها فکر میکردند که خانم کرافورد مدام در کلاس درس صحبت میکند و دانشآموزانش فقط و فقط باید به او گوش دهند.
فوتبال يک جور بازي با توپ است که در سراسر دنيا انجام مي شود. در اين بازي، بايد توپ را با سر و پا به طرف دروازه ببريم. بازيکنان نبايد به توپ دست بزنند. فقط دروازه بان حق دارد توپ را با دست بگيرد.
کی چه کار می کنه ؟ (کتابدار)
امروز بچهها دست در دست هم به کتابخانهی مدرسه رفتهاند تا «کتابدار» مدرسه، آقای فیلد، آنها را با محیط کتابخانه و وظایف «کتابدار»ها آشنا کند. اما در کتابخانه دقیقاً چه خبر است؟ کتابخانه پر از قفسههای کتاب است.
کتاب هیولاهای کوچک (باکتری بد جنس) از مجموعهی «هیولاهای کوچک» منتشر شده است. با مطالعهی هیولاهای کوچک (باکتری بد جنس)، کودکان با انواع باکتریهای مضر آشنا میشوند و با آگاهی از اصول بهداشتی، از خود در برابر بیماریها محافظت خواهند کرد.
قصه ی ما همین بود 5
این کتاب شامل شش قصه به سبک قصه های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها است؛ این شش قصه عبارتند از: (پسر کوزه گر)، (سینی زرین)، (سایهی پهلوان)، (کیسه ی چرمی)، (شغال و باغ انگور) و (یابنده).
دنیای زیبای من (دایناسورها)
با مجموعه ی دنیای زیبای من کودکان میتوانند جهان پیرامون خود را کشف کنند. این کتابها مفاهیم مربوط به علم زندگی و طبیعت را با زبانی ساده در اختیار نوآموزان پیش از دبستان قرار میدهند.
کنار دريا، ساحل قرار دارد. در ساحل، ماسه و تخته سنگهای بزرگ میبينيم.
در حالت مد، آب دریا بالا میآید. برای همین، تمام ساحل و تخته سنگها را میپوشاند. در حالت جزر، آب دریا پایین میرود و از ساحل دور میشود. در طول روز، آب دریا دو بار بالا و پایین میرود. وقتی باد میوزد، موج تشکیل میشود موجها دریا را متلاطم میکنند.
کی چه کار می کنه ؟ (دندان پزشک)
آن روز تمام بچههای کلاس به مطب دکتر فلورز رفتند تا متوجه شوند که یک «دندانپزشک» دقیقاً چه کارهایی انجام میدهد. در ابتدا دکتر فلورز دستیارش را به بچهها معرفی کرد و ابزارهایی را که با کمک آنها به دندانها رسیدگی میکند، نشانشان داد.
جاناتان باید برای به انجام رساندن ماموریتی که رئیسش به عهده ی او گذاشته به ترانسیلوانیا سفر کند و کنت دراکولا را ملاقات کند. او پس از طی مسیری طولانی به مقصد می رسد در حالی که در مسیر افرادی به او هشدار می دهند از رفتن به قلعه خودداری کند و اگر به رفتن مصمم است هرگز گردنبند صلیب را از گردنش خارج نکند. مرد ترسی را در دل خود احساس می کند اما سوار بر کالسکه ای می شود که به دنبالش آمده و مدتی بعد خود را در قلعه می یابد. طولی نمی کشد که جاناتان در می یابد میزبانش انسانی عادی نیست در حقیقت مرد میزبان رفتارها و ویژگی هایی دارد که بیش از هرچیز او را به یک خون آشام مبدل می سازد تا یک انسان. شاید علت هشدارهایی که مردم به جاناتان در مورد قلعه دراکولا می دادند این بوده است!
چرا سكسكه مي كنيم؟ چرا پلك مي زنيم و چرا گاهي بيمار مي شويم؟ جنين كجا رشد مي كند و……… سوال هاي ديگري كه بچه ها مي توانند با مطالعه ي اين كتاب پاسخ هاي خود را بيابند.
دکتر هنری جکیل، یکی از بهترین پزشکان لندن، رازی دارد که هیچکس از آن خبردار نیست. او هر شب در آزمایشگاهش مشغول کار است، اما نه دارو درست کردن؛ بلکه در حال ساختن معجونی است که نیمهی بد انسان را از نیمهی خوبش جدا میکند. او دقتی از این معجون مینوشد، متوجه میشود که نیمهی بد او مردی زشت و شیطان صفت به نام ادوارد هاید است. آیا ممکن است که دکتر جکیل و آقای هاید بتوانند در کنار هم زندگی کنند یا آقای هاید عرصه را بر دکتر جکیل تنگ خواهد کرد؟ از کتابخانهی کلاسیک مهتاب وارد دنیای شاهکارهای جاودانهی ادبیات شوید.