کتاب مصور حاضر، جلد اول از مجموعه بهترین قصههای شاهنامه است که در آن داستانهایی از شاهنامه با بیانی روان بازنویسی شدهاند. در داستان ضحاک و کاوه آهنگر، ضحاک پادشاه تازی انسانی ناپاک بود. او برای اینکه دو ماری که بر شانهاش روییده بودند را سیر نگهدارد، هر روز مغز دو انسان را به آنها میداد. او شبی در خواب دید که پسر جوانی با گرز بر سر او میکوبد. یک پیشگو به او گفت این پسر فریدون نام دارد. ضحاک هرچه به دنبال فریدون گشت او را پیدا نکرد.
پهلوان پشه 3 (دختر شاه فرنگ)
حسن کچل با اینکه خیلی جاها رفته و ببر درنده و اژدهای شاخدار و لشکر دشمن را یک تنه شکست داده، اما انگار هنوز نمیخواهد دست از تنبلی بردارد. حالا همسایهها جمع شدهاند و میخواهند حسن را بفرستند دنبال یک کار و بار درست و حسابی، اما گویا حسن کچل قصهی ما تنبلتر از این حرفهاست…
از همین نویسنده
سایر کتاب های همین ناشر
الیور، پسرک یتیم و بینوا که از چنگ ارباب سنگدلش گریخته است، در شهر پرخطر لندن تنهاست. چیزی نمیگذرد که او در دام فاگین، پیرمردی شرور که خانهاش پاتوق دزدها و جیببرهاست، گرفتار میشود.
این کتاب مهارت خواندن و نوشتن کودکان کلاس اولی را دریادگیری بهتر و راحت تر حروف الفبا بیشتر می کند و باعث می شود کودک بتواند از همان ماه های اول لذت مطالعه را ببرد و قادر باشد به تنهایی کلمات ساده را مطالعه کند. کتاب حاضر برای کودکانی مناسب است که درس های 1تا 5 کتاب فارسی خود را گذرانده اند تا بتوانند دامنه ی واژگان خود را گسترش دهند. انتهای کتاب با طرح پرسش هایی کمک والدین را می طلبد تا فرزند بتواند فراگیری خود را تا سطح بالاتری پیش ببرد.
آیا می خواهید بدانید که:
چرا سلحشوری بازیگوش انگشت خودش را قطع کرد؟
کار کثیف و حالبههمزن مسئول تخلیهی چاه چه بود؟
آبریزگاههای تهوعآور دژها چگونه بودند؟
پس کتاب را بخوانید تا بدانید که در سیاهچالهای وحشتناک چه میگذشت و جنگجویان صلیبی جنایتکار چه میکردند. بخوانید تا از کار اشباح شبرو و معروفترین سلحشور دنیا، سنت جرج، سر در بیاورید.
آرمان دووال، جوانی برآده از جامعهی بورژوازی فرانسه در قرن نوزدهم، در یک نگاه به مارگاریت گوتیه دل میبازد که عیاشی و سبکسریاش زبانزد است؛ و این آغازگر جدالی است چند جانبه میان دلدادگی، پول، حسادت، محافظهکاری، بیماری و مرگ.
من از دست شما وزوزیها چی کار کنم؟
وای! غرش من گم شده!
چرا نمیتوانم گره دمم را باز کنم؟
پس من کی یاد میگیرم که تاب بخورم؟
پس این خرطوم گنده به چه دردی میخورد؟
کی گفته که من شیر تنبلم؟
در کتاب میمینی چه دوست نازنینی میمینی یاد میگیرد که اگر چیزی را پیدا کرد آن را به صاحبش برگرداند.
فردای آخرهفتهها همیشه دلگیر و حالگیر است. هیچکس، بهجز خودشیرینهای الکیمدرسهدوست، خوشش نمیآید بعد از دو روز استراحت و تفریح، دوباره برگردد به مدرسه. جودی دمدمی هم از همین بچههایی است که دوشنبهها را دوست ندارد؛ خوشش نمیآید برگرد به همان مدرسه، به همان کلاس، به همان میز و صندلی، با همان آدمهای همیشگی.
گمانم نیم ساعتی گذشته بود و در این مدت جز صدای چک چک آب هیچ صدای دیگری نشنیده بودم. بعید می دانستم کسی آن بیرون در کمینمان باشد، چون در تمام این مدت می توانست بیاید تو. با یک شمشیر که حتی بلد نبودیم از آن استفاده کنیم، چه کاری از دست ما برمی آمد؟ خیلی راحت می توانست بیاید تو و کلکمان را بکند. بلاخره دیر یا زود هم سروکله شان پیدا می شد و ما را آنجا گیر می انداختند. فکر کردم تا دیر نشده باید آن غار را، که هیچ راهی به جایی نداشت، ترک کنیم. این بود که دستم را از بغل گذاشتم روی شانه ی نیما و تکانش دادم. آهسته گفتم: «نیما!»
میدانی برای پیدا کردن گنج باید چه کار کنی؟
اول باید این کتاب را باز کنی و نقشه ی گنج را از توی بطری بیرون بیاوری. بعد دنبال زاغی بروی و با کشتی سفر کنی و سر از گذشته در بیاوری و …
توجه: شاید گنج آن چیزی نباشد که دنبالش هستی.
سرما و تاریکی از راه میرسند. محافظ و شاگردش، حالا باید در مقابل بوگارتها، جادوگران و اشباحی که در منطقه پرسه میزنند، حواسشان را بیشتر جمع کنند. وقتی میهمان ناخوانده سر میرسد، محافظ تصمیم میگیرد به خانهی زمستانیاشب برود؛ مکانی سرد و دلگیر و پر از رمز و راز. اما میهمان ناخوانده کیست؟ و آیا توماس برای رویارویی با ماجراهای بعدی آماده است؟
آقای فاگ که در لندن زندگی آرامی دارد ناگهان روز دوم اکتبر 1872 با دوستانش شرط میبندد که کرهی زمین را هشتاد روزه دور بزند و دوباره به لندن برگردد.
دوستانش و بسیاری از مردم معتقدند که چنین چیزی امکان ندارد، چون کافی است که او در راه از کشتی یا قطاری جابماند و یا گرفتار طوفان یا دزدان شود؛ اما او چنان مصمم است که با شتاب به خانه میرود، فوری ساکی برمیدارد و با خدمتکارش قطاری میگیرد و به راه میافتد. اما چرا کارآگاه فیکس او را تعقیب میکند؟ آیا نجات آدا، همسر مهاراجه از مرگ کار عاقلانهای است؟ و بالاخره آیا آقای فاگ همهی ثروتش را به خاطر این شرطبندی عجیب از دست نخواهد داد؟
در این کتاب برای رسیدن به هدفهای آموزشی، چیستانهایی طراحی شدهاند که موضوع آنها شامل مهمترین چیزهایی است که کودک با آنها سر و کار دارد.
مایههای هنری نیز از قالبهایی مانند شعر و تصویر فراهم آمده است. همچنین هر کتاب با طراحی ویژهای برش خورده است تا برای کودک دلپذیرتر باشد.
تعطیلات شروع شده و پپا و خانوادهاش میخواهند با هواپیما به ایتالیا بروند. در ایتالیا همه چیز آنقدر جالب و دیدنی است که پپا خرسی را جا میگذارد.
آیا بلاخره پپا موفق میشود خرسی طفلکی را پیدا کند و با خودش به خانه برگرداند یا نه؟
دوریان گری جوان و اشرافزاده پرترهاش را از دوست هنرمندش هدیه میگیرد و مجذوب زیبایی تصویر خود میشود. او لحظهای آرزو میکند جوان بماند. از آن پس تصویر تابلو پیر میشود و بار گناهان دوریان به دوش آن میافتد. دوریان روز به روز بیرحمتر و بیشرمتر میشود.
دنیای پپا بخوان و بچسبان (جزیره ی گنج) کتابی جذاب که در دستهی کتابهای سرگرمی و تعاملی جای میگیرد. کودک، با مطالعهی کتاب، خط سیر اصلی ماجرا را متوجه میشود. اما بعد خودش میتواند با چسباندن برچسبها در فضاهای درست در روند شکلگیری جزئیات مشارکت داشته باشد.
میخواهم برای دخترعمویم، ملکهی انگلستان، نامه بنویسم!
قرار است جودی برای درس مطالعات اجتماعی، درخت خانوادگی یا همان شجرهنامه درست کند.
او از روی مدارک قدیمی خانوادگیشان میفهمد که ممکن است با ملکهی انگلستان نسبت فامیلی داشته باشد!
جودی آرام و قرار ندارد تا هرچه زودتر این خبر دست اول را به دوستهایش بگوید. اما در کلاس، وقتی جسیکا از درخت خانوادگیاش میگوید، رازهای تازهای برملا میشود که جودی را حسابی غافلگیر میکند.
عاشقانه های کلاسیک (ترغیب) ماجرای زندگی آن الیوتِ بیستوهفتساله است که از خانوادهای اصیل آمده و در خانهای اربابی زندگی میکند. فشار اقتصادی بر خانواده آنها (پدر و دو خواهرِ مجرد، الیزابت و آن) را وادار میکند به شهر کوچک بث نقل مکان کنند و خانه و املاکش را به دریاسالار کرافت و همسرش اجاره دهند. خانم کرافت برادری دارد به نام کاپیتان ونتورث که سالها پیش مدتی کوتاه نامزد آن بوده و اکنون بناست دوباره پایش به زندگی آرامِ آن باز شود. لیدی راسل، دوست قدیمی و خانوادگی الیوتها، نزدیکترین شخصیت به آن الیوت است و مثل مادرش، از او مراقبت میکند؛ گرچه جدایی آن از فردریک ونتورث بهخاطر اصرارهای لیدی راسل و دیگر اعضای خانوادهاش بود.
پیشگویی جادوگر روستا شبیه معماست. اگر روون پسر نوجوان روستا میخواهد مردم منطقه را از خشکسالی نجات دهد، باید معما را حل کند.
شش تن از مردم روستا برای رسیدن به پاسخ معما دل به دریا میزنند و برای حل معما، با خطر ناشناختهی کوهستان درگیر میشوند. روون نفر هفتم گروه نیز ناخواسته با آنها همراه میشود.
به نظر مردم روستای رین «روون» پسر ضعیف و ترسویی است که برای نجات روستا از خطر نابودی، نمیتوان به او امید بست. آیا به راستی کاری از دست روون ساخته نیست؟
توماس وارد بیش از دو سال با موجودات دنیای تاریکی مبارزه کرده است. او شاگرد محافظ بوده و با خطراتی عجیب برخورد کرده و زنده مانده است. اینبار چشم خونی منطقه را تهدید میکند و هر چیزی را که سر راهش قرار بگیرد، از بین میبرد. توماس باید پیش استاد پرتوقع و سختگیز دیگری مهارتهای رزمی را فراگیرد. اما آیا او میتواند از پس خشمخونی برآید؟
پپا قرار است برای اولین بار در زندگی اش شب در خانه ی زویی بماند. او و دوست هایش تصمیم گرفته اند تا دیروقت بیدار بمانند و خوراکی بخورند و خوش بگذرانند. امابابای زویی مجبور است صبح زود برود سر کار و آنها باید مراقب باشند او را از خواب بیدار نکنند. فکر می کنی پپا و دوست هایش می توانند هم خوش بگذرانند و هم سروصدا راه نیندازند؟
کتاب دنیای پپا بخوان و بچسبان (لباس های رنگ و وارنگ) یکی از کتابهای مجموعه «دنیای پپا» ست. پپا خوک کوچکی است که دوست دارد لباسهای رنگ و وارنگ بپوشد
اگر شرح حال یک نفر ارزش آن را داشته باشد که در بین مردم انتشار یافته و مورد استقبال شایان قرار بگیرد،نویسنده این کتاب عقیده دارد،این نوشته که از نظر شما می گذرداز زمره همان حکایت جالب است.عجایب این داستانبه قدری بی سابقه است که تا کنون نظیرش شنیده و خوانده نشده است.به راستی هم چه شخص دیگری می توانست سرگذشتی حیرت انگیز و متنوع تر از این در معرض مطالعه ارباب ذوق قرار داده و آن ها را در عوالم گوناگون سیر و سیاحت دهد؟در این کتاب مطالب دل انگیز و در عین حال ساده ای از زندگی یک نفر که دست خوش حوادث مختلف گردیده می خوانید و ایمان شما در این مشیت خداوندی در هر حال ما را احاطه کرده و هر یک از افراد بشر اسیر سرپنجه تقدیر و قضا و قدر می باشند و هر کس و در هر وضعی بوده باشد از حکم سرنوشت ازلی سرپیچی نمی تواند،کامل خواهد شد.
پنج دختر خانوادهی بنت که روحیاتی متفاوت دارند با مادری بزرگ میشوند که در زندگی هدفی جز شوهر دادن دخترهایش ندارد. ورود همسایهای جدید و ثروتمند به منطقه، خانوادهی بنت را به تکاپو میاندازد. آشنایی الیزابت، یکی از دخترها با اصیلزادهای خوشقیافه به نام دارسی و کشمکشهای میان این دو محور اصلی داستان است.