شاهکار ناپدیدشده ی معلم هنر نوشته ی دیوید جی کین است که کاوه شجاعی آن را به فارسی ترجمه کرده است. توسط چکه در سال 1391 و 104 صفحه به بازار عرضه شده است.
شخصیت اصلی این مجموعه، جو شرلوک اصلا نابغهی لوس و درسخوانی نیست و اوضاعش توی مدرسه خیلی خراب است و نه تنها زور بازو ندارد، بلکه از تاریکی هم میترسد. اما یک کار را خوب بلد است. او میداند چطور معماهای بزرگ را حل...
آن موش، چاقترین و آبدارترین موشی بود که تا حالا باستر دیده بود. او چنان وسط علفهای جلوی قلعه جست و خیز میکرد که انگار هیچ غمی در این دنیا نداشت. آب از دهان باستر راه افتاد. گرسنه بود. تق! دهان باستر بسته شد.
داستان «مادربزرگ من گوریل است» داستانی فانتزی و سرشار از اتفاقات عجیبوغریب است: مادربزرگی که همه چیز را با موز درست میکند، از کیک گرفته تا کباببرهی مخصوص موزی! اگبرت، حلزون شکمویی که حیوان خانگی تیجی است، و...
کتاب حاضر از سری داستانهای «ماجراهای خانوادة عوضی» و داستانی تخیلی برای گروه سنی (ج) است. در این داستان مادر سسیل چکمههای بلند میپوشد و حتّی یک شمیر بلند هم به کمرش میبندد و دشمنانش را مجبور میکند تا روی چوبها...
پدر هوراس مثل بقیة پدرها نیست. او دوست دارد اژدها باشد و گاهی هم بالهای نقرهای و دمی سبز و نارنجی دارد. ولی این مشکل اصلی هوراس نیست. سر اسنیزل بداخلاق، شیطانیترین آموزگار مدرسة هوراس، همیشه به او تکالیف خیلی خیلی...
او تنهاترین و غمگینترین گربهای بود که تا به حال گانگ دیده بود. او در گوشهی قفس حیوانات نشسته بود و همینطور زل زده بود به گانگ. گانگ به همان بچه گربه اشاره کرد و گفت: «من این یکی را میخواهم.»
کتاب مصور حاضر، مجموعهای از «ماجراهای خرس مهربان و دوستانش» است که مشتمل بر سه داستان تخیلی است که با زبانی ساده و روان برای کودکان نگاشته شدهاند. در داستان «خرسی به اردو میرود» میخوانیم: «یک روز «قدی خانم»، خانم...
این کتاب تحت عنوان ماجراهای خیابان عجیب منتشر شده است. شخصیت اصلی ماجرا، جانی اسمیت، یک مشکل دارد. دوچرخهاش کهنه است و پول خرید دوچرخهی نو را ندارد. برای جمع کردن پول فکری به ذهنش میرسد: پخش کردن روزنامه. برای...
کتاب حاضر از سری ماجراهای «خیابان عجیب» شامل داستانهای ماجراجویانه است که برای گروه سنی (ج) تهیه شده است. در این داستان آمده است: «اسمیت» برای خرید دوچرخة نو، به پخش کردن روزنامه میپردازد و روزنامهرسان میشود.
اكنون اين مجموعه انيميشن پرطرفدار مصور ميشود. معجزهگرها هر داستاني آغازي دارد. ببينيد چگونه مرينت و آدرين، دو بچه دبيرستاني معمولي، به دختر كفشدوزكي و گربهسياه بدل ميشوند و با اغرباب شرارت، دشمن قسم خورده آنها...
ماجراهای رفیق جینگ بچه ی چلمن 1 سلام. من راولی جفرسونم. این هم کتابم است. حالا من هم مثل دوستم گرگ، یک دفترچه یادداشت دارم.اسمش را گذاشتم «خاطرات رفیق جینگ بچه ی چلمن». آخه بابام همیشه همین جمله را درباره ام می گوید.
ماجراهای رفیق جینگ بچه ی چلمن 2 قصه های قهرمانانه ای در ذهن راولی جفرسون جریان دارد.با رولاند و بهترین دوستش گارگ وحشی همراه شوید، آن ها قرار است از روستای ساکت و امنشان بیرون بروند و مامان رولاند را از دست جادوگر...
ماجراهای رفیق جینگ بچه ی چلمن 3 یک چراغ قوه بردار، برو زیر پتو و در دنیای خیال های پیچ در پیچ و گاهی خنده دار راولی جفرسون شیرجه بزن. آن جا با زامبی ها، خون آشام ها، اشباح و داستان های ترسناک و خنده دار دیگری آشنا می...
همه فکر میکنند من عجیب و غریبم، حتی مامان. هر چند مامان به روی خودش نمیآورد. بچه های مدرسه همیشه از من دوری میکنند. بیشتر زنگ های تفریح برای خودم تنهایی میچرخم. بقیه چیزها را طوری که من میبینم، نمیبینند. من...
همه فکر میکنند من عجیب و غریبم، حتی مامان. هر چند مامان به روی خودش نمیآورد. بچه های مدرسه همیشه از من دوری میکنند. بیشتر زنگ های تفریح برای خودم تنهایی میچرخم. بقیه چیزها را طوری که من میبینم، نمیبینند. من...
مامان گفت: «تو باید تنبیه شوی ریکی!» بابا گفت: «همین طوره! موردش یکی دو تا هم نیست.» بعد نگاه معناداری به من کرد. -فیلم ممنوع! -چی؟ -مک دونالد ممنوع! -اما این نامردیه. -شنا ممنوع! -یه لحظه مهلت بدید. مامان گوشی تلفنم...
این که با بابا داخل ماشین گیر بیفتم چیز گندی است، چیزی که اصلا دلم نمیخواهد. در مورد من فکر بد نکنید. من عاشق بابا هستم، ولی بابا همیشهی خدا منتظر همچین فرصتی است تا برای من سخنرانی کند و هیچ راه فراری هم نیست. مثل...
میخواستم برای سامانتا یک پیام بفرستم. با وجود اینکه چشمهای سامانتا نمیدید، ولی میتوانست پیام مرا بخواند. گوشیاش از این گوشیهای هوشمند مخصوص نابینایان است. با اینکه که یک بار از مرگ حتمی بالای صخره نجاتش داده...