مجموعه رمان های شاهنامه 21 (دیوا شاه و رستم دستان)
رستم به دیواشاه نزدیک شد. اولاد از پی او بود. دیوانی که دور دیواشاه بودند به این سو و آن سو گریختند. دیواشاه هراسان شد. رستم بر پهلوی رخش پا کوبید، رخش شیههای بلند سر داد و چون عقابی از جا جهید. رستم دو دیو را با شمشیر و گرز بر زمین انداخت.
دیواشاه که همچنان شگفتزده و سرگردان مینگریست، دست به گرز صد منیاش برد. نعرهای شیروار کشید. برابر رستم درآمد. این گرز چرخاند و فریاد برآورد. آن گرز تاب داد و نعره سر داد. گرزها در آسمان به چرخش درآمدند. دیوان از سویی و سپاهیان از سویی کنار رفتند. رستم و دیواشاه به میدان نبرد آمدند.
رستم به دیواشاه نزدیک شد. اولاد از پی او بود. دیوانی که دور دیواشاه بودند به این سو و آن سو گریختند. دیواشاه هراسان شد. رستم بر پهلوی رخش پا کوبید، رخش شیههای بلند سر داد و چون عقابی از جا جهید. رستم دو دیو را با شمشیر و گرز بر زمین انداخت.
دیواشاه که همچنان شگفتزده و سرگردان مینگریست، دست به گرز صد منیاش برد. نعرهای شیروار کشید. برابر رستم درآمد. این گرز چرخاند و فریاد برآورد. آن گرز تاب داد و نعره سر داد. گرزها در آسمان به چرخش درآمدند. دیوان از سویی و سپاهیان از سویی کنار رفتند. رستم و دیواشاه به میدان نبرد آمدند.
از همین نویسنده
سایر کتاب های همین ناشر
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
مجموعه رمان های شاهنامه ۲۱ (دیوا شاه و رستم دستان)شمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



