دوروتی و عمو هنلی سوار کشتی شدند تا به کشور استرالیا سفر کنند. سفر طولانی آنها ادامه داشت تا اینکه یک روز ناگهان هوا طوفانی شد موج های دریا تکانهای شدیدی به کشتی وارد کردند
مجموعه اي از داستان هاست به روايت شاگا هيراتا، بن زلس و برادران گريم، ترجمه جمعي از مترجمين و چاپ انتشارات قدياني (كتاب هاي بنفشه). قصه هايي خواندني، عبرت آموز، كهن و شيرين با تصاويري جذاب و ديدني براي مطالعه تمام...
مجموعه اي از داستان هاست به روايت شاگا هيراتا، بن زلس و برادران گريم، ترجمه جمعي از مترجمين و چاپ انتشارات قدياني (كتاب هاي بنفشه). قصه هايي خواندني، عبرت آموز، كهن و شيرين با تصاويري جذاب و ديدني براي مطالعه تمام...
مجموعه اي از داستان هاست به روايت شاگا هيراتا، بن زلس و برادران گريم، ترجمه جمعي از مترجمين و چاپ انتشارات قدياني (كتاب هاي بنفشه). قصه هايي خواندني، عبرت آموز، كهن و شيرين با تصاويري جذاب و ديدني براي مطالعه تمام...
روزي، روزگار خواهر و برادري با هم زندگي مي كردند. با آنكه سال هاي زيادي از عمرشان گذشته بود. هيچ كدام ازدواج نكرده و بچه اي نداشتند. اسم خواهر «ماريلا» و اسم برادر «ماتيو» بود. ماتيو ديگر پير شده بود و نمي توانست...
مجموعه اي از داستان هاست به روايت شاگا هيراتا، بن زلس و برادران گريم، ترجمه جمعي از مترجمين و چاپ انتشارات قدياني (كتاب هاي بنفشه). قصه هايي خواندني، عبرت آموز، كهن و شيرين با تصاويري جذاب و ديدني براي مطالعه تمام...
در این مجموعه ده جلدی تعدادی داستان آموزنده با موضوعات گوناگون برای کودکان به رشته تحریر در آمده است.این مجموعه بصورت گلاسه تمام رنگی همراه با تصاویر زیبا برای فهم بهتر مطالب اثر می باشد.
کتاب پنجه تنتره تاکنون به بیش از پنجاه زبان دنیا ترجمه شده است. این کتاب در عصر خود یک کتاب سیاسی بوده است. زیرا در آن از زبان حیوانات به رفتار غلط شاهان اشاره شده و کشورداری و رفتار درست به حاکمان زمان گوشزد شده است....
بالا رفتن از تپه خیلی سخت بود، ولی پایین آمدن از آن خیلی آسان بود.سُر خورد و پایین آمد.و بعد ... تا درخت هم خیلی راه بود. و از آن بدتر ... پشت تپه یک دریاچه بود و بعد از دریاچه، آن درخت بزرگ. باید از دریاچه رد می شد ...
فليكس، خرگوش عروسكى و بامزهى سوفى، گم میشود .وقتى سوفى از تعطيلات برمیگردد، توى فرودگاه اتّفاق بدى ميافتد!مدتى بعد، از لندن براى سوفى نامهاى میرسد - نامهاى از طرف فليكس و اين اولين نامهاى است كه خرگوش عروسكى...
سوفی خیلی ناراحت است آخر،او فیلکس خرگوش عروسکی مورد علاقه اش را سوار بالون دست ساز خودش کرده و به هوا فرستاده اما یک دفعه نخ بالون به طور اتفاقی از دستش در رفته و فیلکس به آسمان رفته و گم شده.سوفی و بابا هرچه گشته اند...
سوفی برای دیدن خاله اش به برلین میرود خاله ی سوفی فیلکس را به بازار روز میبرد سوفی از آنجا کتاب قصه های پریان میخرد.آن شب برای خرگوش کوچولویش چند تا قصه میخواند. نیمه شب اتفاق عجیبی می افتد.فلیکس غیبش میزند سوفی به...