مگی و پدرش مو، عاشق کتاب هستند و زیاد کتاب می خوانند. مو نیروی عجیبی دارد، او می تواند با بلند خواندن شخصیت های کتاب را به دنیای واقعی بیاورد، اما شخصیت های داستانی وارد زندگی آن ها شده و دردسر آفرین شده اند. شب قبل از سفر بیگانه ای وارد خانه ی آن ها می شود، مگی از او می ترسد... بیگانه کسی نیست، جز ( گرد انگشت ) یک شخصیت داستانی خسته از دنیای شلوغ و پر سر وصدا، که حالا می خواهد برگردد به کتاب، ماجراهایی پیش می آید و مگی می فهمد مو، با هدف مخفی کردن کتاب سیاه قلب، راهی سفر شده است. مو کتاب را در کتابخانه ی ( خاله الینور ) مخفی می کند، اما شبانه آدم های ( کاپریکورن ) یکی دیگر از شخصیت های کتاب سیاه قلب، سر می رسند و مو و سیاه قلب را با خودشان می برند و...
ادامه مطلبنمایش کمتر