مراقب باشید! این دفتر پر از هیولاست! الکساندر و دوستانش ریپ و نیکی،اعضای گروه ماموران فوق سری مبارزه با هیولاها هستند که باید از شهر محافظت کنند.سایه های خرابکار همه جا را گرفته اند؛تمام آینه ها،عکس های مدرسه و بدتر از همه،سایه ی ریپ را هم تسخیر کرده اند!یعنی ممکن است یکی از دوستان الکساندر تبدیل به هیولا شده باشد؟الکساندر باید جواب این سوال ها را پیدا کند
موریگان کرو (در سرزمین نورمور)
موریگان کرو از تنهایی وحشت دارد. او هم مثل هرکس دیگری میخواهد برای خودش خانوادهای داشته باشد؛ و میخواهد خانوادهاش دوستش داشته باشند. موریگان کرو نفرینشده است. دستکم دیگران که اینطور میگویند! او در شامگاهان، که نحسترین روز سال است، به دنیا آمده، برای همین هم تمام بدبختیهای منطقه را گردن او میاندازند، از تگرگ گرفته تا سکتهی قلبی و همهچیز! از همه بدتر اینکه بهخاطر این نفرین او محکوم است که در نیمهشب تولد یازدهسالگیاش بمیرد. آن هم وقتی که دلش میخواهد با تمام وجودش زندگی کند! اما وقتی موریگان در انتظار سرنوشتش نشسته، مردی عجیبوغریب و جالب، به اسم ژوپیتر نورث ظاهر میشود. او موریگان را درست زمانی که همه میگویند آخرین شب زندگی اوست، و تحت تعقیب و سوار بر اسب است، به جایی امن، شهری مخفی و جادویی به اسم نِوِرمور میبرد...
45,000 تومان
مرجع:
9786004622905
موریگان کرو از تنهایی وحشت دارد. او هم مثل هرکس دیگری میخواهد برای خودش خانوادهای داشته باشد؛ و میخواهد خانوادهاش دوستش داشته باشند. موریگان کرو نفرینشده است. دستکم دیگران که اینطور میگویند! او در شامگاهان، که نحسترین روز سال است، به دنیا آمده، برای همین هم تمام بدبختیهای منطقه را گردن او میاندازند، از تگرگ گرفته تا سکتهی قلبی و همهچیز! از همه بدتر اینکه بهخاطر این نفرین او محکوم است که در نیمهشب تولد یازدهسالگیاش بمیرد. آن هم وقتی که دلش میخواهد با تمام وجودش زندگی کند! اما وقتی موریگان در انتظار سرنوشتش نشسته، مردی عجیبوغریب و جالب، به اسم ژوپیتر نورث ظاهر میشود. او موریگان را درست زمانی که همه میگویند آخرین شب زندگی اوست، و تحت تعقیب و سوار بر اسب است، به جایی امن، شهری مخفی و جادویی به اسم نِوِرمور میبرد...