تمرین های مجموعه ی (باشگاه تفکر وخلاقیت)،ذهن کودکان را برای یادگیری ،فعال نگه می داردتا مهارت های مغزی خود را پرورش دهند. این مجموعه بومی سازه شده، سعی دارد بستری مناسب برای تقویت کارکرد های پیچیده ی مغز دانش آموزان دوره ی دبستان ایجاد کند تا با موضوعات متنوع مواجه شوند و قوه ی تخیل ومنطق خود را به کار گیرند.
باشگاه تفکر و خلاقیت (سبز 7 تا 10 سال)
کتاب باشگاه تفکر و خلاقیت (سبز 7 تا 10 سال) نوشته ی لیلا کاشانی وحید توسط انتشارات مهرسا منتشر شده است.
کتاب باشگاه تفکر و خلاقیت (سبز 7 تا 10 سال) نوشته ی لیلا کاشانی وحید توسط انتشارات مهرسا منتشر شده است.
از همین نویسنده
سایر کتاب های همین ناشر
پس از تجربهی بسیار موفق کتاب باشگاه مغز(1)، این بار با مجموعهی دیگری با شما همراه میشویم که هدف اصلی آن فعالتر کردن بخشهایی از مغز است که وظیفهی تمرکز حواس و به اصطلاح علمی تر، نگهداری توجه را برعهده دارند. ما در این کتاب سعی کرده ایم تا با طراحی تمرینات متنوع و جذاب در 24 پله، توجه و تمرکز شما را به تدریج بهبود بخشیم.
«دفتر برنامهریزی مغز» همان دستیاری است که میتواند برای همهی ما، صرفنظر از شغل و حجم وظایف روزانهای که داریم، ابزاری کاربردی و مفید باشد و با پاسخ دادن به این سؤالات، برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی سالم، هدفمند و منظم به ما کمک کند. دفتر برنامهریزی مغز متفاوت از یک تقویم یا دفترچه یادداشت معمولی است، چرا که در آن میآموزیم و تمرین میکنیم چگونه با تکیه بر عملکردهای مغزی خود، زندگی روزانهمان را مدیریت کنیم.
«بینی سبز! چقدر احمقانه» پانچلو با خودش فکر کرد داشتن بینی سبز او را سریعتر، باهوشتر یا قویتر نمیکند، بلکه فقط او را شبیه بقیهی مردم دهکده میکند. چطور ممکن است کسی بخواهد بینیاش را رنگ کند، در حالی که ایلای (سازندهی آدمچوبیها) آنها را به دلیلی خاصی، متفاوت از یکدیگر ساخته است. اما زمانی رسید که پانچلو دیگر به دیدن ایلای نمیرفت و کمکم بینی رنگشده چندان به نظرش احمقانه نمیآمد. چون بینی رنگشده او را شبیه دیگر وِمیکیها میکرد. پانچلو در آن زمان، بیشتر از هر زمان دیگری، نیاز داشت صدای سازندهاش را بشنود که میگفت: «من در هر شرایطی تو را دوست دارم و همیشه به تو کمک خواهم کرد تا به همان شکلی برگردی که تو را ساخته بودم.»
- آهای شماها دارین چیکار میکنین؟
- ما میخواییم تغییر قیافه بدیم؟
- چی؟
- یعنی میخواییم پروانه بشیم؟
- یه لحظه ترمز لطفا! ... یعنی من هم میتونم پروانه بشم؟
- آره!
- یعنی بال هم درمیآرم؟
- آره!
- بال واقعی؟
- آره!
- خب صبر کن منم بیام!
جمعآوری جعبه و توپ در شهر مُد شده بود! جعبههای رنگارنگ و توپهای فانتزی اما تو خالی. همهی اهالی دهکدهی وِمیکیها مشغول جمع کردن جعبه و توپ بودند؛ همه بهجز پانچلو.
پانچلو هم برای اینکه از دیگران عقب نیفتد، سعی کرد هر کاری لازم بود انجام دهد تا مثل آنها شود.
او تصور نمیکرد مجبور شود اینقدر تلاش کند و از چیزهایی که برایش مهم بودند صرف نظر کند تا صاحب جعبهها و توپهای بیشتری شود.
تا اینکه ایلای، سازندهی پانچلو، از این فرصت استفاده کرد تا موضوع مهمی را به او یادآوری کند.
«تو بیش از اینها برایم ارزشمندی چون تو را با عشق ساختهام و همینطور که هستی دوستت دارم»
نمو یک دلقک ماهی بود و توی اقیانوس زندگی میکرد.
پدر نمو همیشه مراقب پسرش بود. یک روز، دلقک ماهی کوچولو شناکنان رفت تا نزدیکی سطح آب. یک غواص زودی او را گرفت و با خودش برد. پدر نمو، همه جا دنبالش گشت.
تمرینهای مجموعهی «باشگاه تفکر و خلاقیت»، ذهن کودکان را برای یادگیری، فعال نگه میدارد تا مهارتهای مغزی خود را پرورش دهند. این مجموعهی بومیسازیشده، سعی دارد بستری مناسب برای تقویت کارکردهای پیچیدهی مغز دانشآموزان دورهی دبستان ایجادد کند تا با موضوعات متنوع مواجه شوند و قوهی تخیل و منطق خود را به کار گیرند.
جک و کیت دوستان خوبی هستند.
آنها در مدرسه یاد میگیرند چهطور قدرت ذهنی خود را پرورش دهند.
این دو نفر سعی میکنند هدفهایی داشته باشند و برای رسیدن به آنها سخت تلاش کنند...
بیایید ببینیم جک و کیت چهطور با برنامهریزی روزانه و هدفگذاری زماندار میتوانند کارهایشان را با تمرکز و بدون حواسپرتی انجام دهند.
کتاب دنیا به آدم های بنفش بیشتری نیاز دارد: اثر کریستن بل و بنجامین هارت است با ترجمه ی منیژه فتح نژاد و چاپ انتشارات مهرسا.
کتاب حاضر با شخصیت های جذاب و دوست داشتنی، کودکان را برای تبدیل شدن به یک آدم بنفش تشویق می کند. این کتاب 5 گام مهم را برای تبدیل شدن به آدم بنفش به کودک آموزش می دهد که شامل: (این تویی که باید سوال های خوب بپرسی. این تویی که باید زیاد بخندی. این تویی که باید همیشه حرفت را بزنی. این تویی که باید هرکاری را با دقت انجام بدهی. پس خود خودت باش!) است.
براندن پسری کلاسسومی است که دوست دارد مرکز توجه اطرافیان باشد. دیگران هم گاهی شوخیها، اظهار نظرهای هوشمندانه و واکنشهای سریع او را دوست دارند؛ البته براندن اینطور فکر میکند. او گمان میکند شوخیها و مسخرهبازیهایش باعث میشوند دوستانش او را تحسین کنند. اما این بار شوخی بیموقع در کلاس و رفتار تکانهای (بدون فکر) او هنگام بازی بسکتبال باعث شد معلمان، والدین و دوستانش به او کمک کنند تا بتواند رفتارهای تکانهای خود را مدیریت کند.
براندن یاد میگیرد قبل از هر اقدامی، آن را سبک و سنگین کند و مراحل مدیریت فکرهای ناگهانی را انجام دهد.
در این داستان با براندن همراه شوید؛ شاید این مراحل برای شما هم مفید باشد.
دختری با ذهن قدرتمند (داستانی درباره پرورش تاب آوری) نوشته ی نیلس وان هوو است که معصومه نفیسی آن را به فارسی ترجمه کرده است. توسط مهرسا در سال 1399 و 32 صفحه به بازار عرضه شده است.
مهم نیست چقدر بزرگ باشی یا کوچک، مهم شجاعت است، اینکه چقدر دل و جرأت داشته باشی صدای درونت را به گوش بقیه برسانی. موش کوچولوی جنگل ما پیش خودش فکر میکند خیلی ریزهمیزه است، هی غصه میخورد که چرا نمیتواند نعره بزند. موشی دیگر نمیخواهد دستدست کند، دلش را به دریا میزند و میرود سراغ آقاشیره! خُب راستش خیلیخیلی دلش میخواهد نعرهزدن یاد بگیرد و این تنها راه است. شما هم اگر میدیدید باورتان نمیشد!!!!! چهطور میشود که این دو تصمیم میگیرند باهم دوست شوند!؟!
ریچل برایت (Rachel Bright) با نثری زیبا و جیم فیلد (Jim Field) با تصاویری جذاب و سرزنده درس مهمی به کودکان میدهند: «مهم نیست چقدر بزرگ باشیم، همهی ما میتوانیم به رؤیاهایمان برسیم فقط باید آنقدر شجاع باشیم که به دنبال آنها برویم.»
ویلف داستان بچه گرگی است که به اندازه ی خودش قوی است، اما دوست دارد قدرتمند تر باشد و هرگز از دوستان و خانوادهی خود کمک نمیگیرد و گمان میکند که خودش به تنهایی از پس هرکاری برمیآید. تا این که او در سرمای سوزان یک شب قطبی سرگشته و تنها میماند. عاقبت متوجه میشود که همهی ما گاهی به نصیحت و راهنمایی های یک دوست که چراغ راهمان باشد و ما را ایمن به مقصد برساند احتیاج داریم.
این کتاب اطلاعاتی دقیق دربارهی مغز و ارتباط آن با زندگی ارائه میدهد تا انگیزهی یادگیری افزایش یابد. والدین و آموزگاران میتوانند این کتاب جالب و جذاب را برای کودکان بخوانند. این کتاب با ارائهی مطالب ساده و جالب دربارهی پیچیدگیهای مغز انسان، سطح اطلاعات والدین و آموزگاران را بالا میبرد و به آنان کمک میکند در حوزهی آموزش قرن حاضر، سهیم باشند.
ویوی دختر کجکاوی است و همه چیز را با دقت بررسی می کند. او اطلاعات را که به دست می آورد، یادداشت می کند. بعد، سوال هایی طرح می کند تا با کمک آن ها بفهمد جهان چطوری کار می کند. امروز قرار است ویوی با معلم و بچه های کلاس برای گردش علمی به ساحل دریا برود. باید ببینیم چه جانوران جالبی می بیند و چه چیزهایی کشف می کند!
به کودکان بیاموزید که باور کنند:
من خاص هستم!
من قدرتمند هستم
من دوستداشتنی هستم
من زیبا هستم
من مهربان هستم
من تندرست هستم
و خیلی کلمههای خوب دیگر!
شعرهای این کتاب سرشار از کلمههای انگیزهبخش است. این کتاب به کودکان این قدرت شگفتانگیز را میدهد که بهترین خودشان باشند. وقتی آنها به قدرت کلمهها پی میبرند، جوانههای دوستداشتن و اعتماد به نفس بر شاخسار درخت زندگیشان شکوفه میزند.
شما همواره از نظر خداوند ارزشمند هستید.
این داستان، سرگذشت کودک درون هر کدام از ماست، تا باور کنیم کسی وجود دارد که بدون توجه به ظاهر، داراییها یا مهارتهایمان به ما عشق میورزد تا با اطمینان به عشق او ارزش وجودی خود را فراموش نکنیم، به قضاوتهای دیگران اهمیت ندهیم و در مسیر او حرکت کنیم.
دنیا به ما میگوید: «تو ارزشمند هستی فقط اگر باهوش باشی، زیبا باشی، یا مهارتهای مختلف داشته باشی.»
اما خدا به ما میگوید: «تو بینظیر هستی فقط به این خاطر که بندهی من هستی و تلاش میکنی در مسیر من حرکت کنی.»
کوین، کوالای کوچولوی قصهی ما، دلش میخواهد هر روزش مثل روز قبل باشد. او میخواهد در محیطی امن و بیخطر روز و روزگار بگذراند، اصلاً دل خوشی از ماجراجویی ندارد و برای خودش آن بالایِ بالای درخت قشنگ جا خوش کرده... یکدفعه اتفاقی میافتاد... کوین را به پایین درخت میکشاند؛ انگار آن پایین پایینها هم خبرهای خوبی هست!!
«آخر میدانی؟ چون زیاد حرکت نمیکرد، آن بالا برایش امن بود. به نظرش پایینِ درخت، زیادی ترسناک، زیادی سریع، زیادی پرسرو صدا، بزرگ و زیادی عجیبوغریب بود. نهخیر، کوین دوست نداشت از جایش تکان بخورد و از تغییر خوشش نمیآمد.»
مغز انسان عملکردهای خارق العاده ای دارد که شناخت و کشف هریک از آن ها سهم قابل توجهی در طراحی انواع ابزارها و روش هایی داشته که در پی ارتقای این عملکردها بوده اند. صرف نظر از تفاوت در محتوا و شیوه ی استفاده از این ابزارها و روش ها، همه ی آن ها سعی دارند تا با فعال نمودن عملکردهای متعدد مغزی، توان مغز را در پردازش، یادگیری و مدیریت موثر اطلاعات ورودی را افزایش داده و سرعت انطباق آن را با تغییراتی که در محیط رخ می دهد، بهبود بخشند.
کتابهای رنگآمیزی برای اولین بار در سال 2013 و در کتابفروشی بزرگ شهر سائوپائولوی برزیل توجه من را به خود جلب کردند. در کتابخانهی اصلی شهر یک قفسهی بزرگ به این کتابها اختصاص داده شده بود. در سال 2014 یک میلیون نسخه از این کتابها تنها در آمریکا به فروش رسید و جالب آنکه در سال 2016 این تعداد به دوازده میلیون نسخه افزایش پیدا کرد و این رشد ادامه دارد! این میدانید این کتابها چه تاثیری در مغز شما میگذارند و پاسخگوی چه نیازی هستند؟ در هیچکدام از کتابهای رنگآمیزی که من تاکنون مرور کردهام. به بررسی دقیق این اثرات پرداخته نشده است. همین موضوع من را به فکر انداخت تا با جمعی از همکاران و دوستان مطالعهای در این زمینه داشته باشیم. حاصل این مطالعه، مجموعهی اخیر «مغز من و رنگآمیزی» است. راز فروش فوقالعادهی این کتابها، تاثیرگذاری منحصر به فرد آنها روی مغز و نیاز بشر امروز به این تاثیر خارقالعاده است. شواهد علمی پیشنهاد میکنند که استفادهی مناسب از رنگآمیزی، چنین مهارتی را برای فعال کردن DMN به دست میآوریم. علاوه بر ماهش استرس و فشار، به مزایای دیگری هم دست مییابیم. برای دانستن این مزای، به مقدمهی کتاب سری بزنید
آموزش مرزها و محدودههای بدن به کودکان، هم دربارهی خودشان و هم دیگران، موضوعی مهم، سرنوشتساز و تأثیرگذار بر دوران رشد و اعتمادبهنفسشان است و آنها به همین روش یاد میگیرند که باید از دیگران انتظار به چه نوع رفتاری داشته باشند.
این کتاب با شیوهای صمیمانه و ساده به آموزش همین مفاهیم میپردازد و موقعیتهای متداولی را برای کودک فراهم میکند تا خودش را درگیر همان شرایط ببیند. در این کتاب پرسشهای پیشنهادی برای والدین و مربیان وجود دارد تا بهتر بتوانند با مسائل دنیای کودکان روبهرو شوند و درک مناسبتری برای تصمیمگیری مطلوبتر داشته باشند.
مراسم بزرگداشت روز سازنده بهترینها را در دهکدهی وِمیکیها پدید آورده است...
بهترین کیک، بهترین سبد گل و بهترین موسیقی...
اما وقتی اشتباه پانچلو مراسم روز جشن را خراب میکند، اهالی دهکدهی ومیکیها به شگفتانگیزترین هدیهای که میتواند وجود داشته باشد پی میبرند که همان وحدت و همکاری با همدیگر است.