لرد اسپار شاهزاده كياه را طلسم كرده است. اگر اريك، جولي و نيل به سرزمين گمشده بروند، مي توانند به او كمك كنند. ولي در آنجا فقط ارواح زندگي مي كنند. اگر بچه ها به موقع از سرزمين گمشده خارج نشوند، خودشان هم به ارواح...
سرزمین سحرآمیز، مجموعه ای از داستان های تخیلی است که شخصیت های اصلی آنها، نیل، اریک و جولی، مدام با حوادثی جادویی، مکان هایی خطرناک، هیولاها و شرارت ها رو به رو می شوند.
سرزمین سحرآمیز، مجموعه ای از داستان های تخیلی است که شخصیت های اصلی آنها، نیل، اریک و جولی، مدام با حوادثی جادویی، مکان هایی خطرناک، هیولاها و شرارت ها رو به رو می شوند.
سر و كله مرد بدجنس ديگري در دنياي درون پيدا شده است. او شاهزاده ماليبان، فرمانرواي ترسناك شهر لاك پشت است. هوب نقاب ساز مرموزي است كه برايش نقابي عجيب و جادويي ساخته است. اريك، نيل و جولي نبايد بگذارند نقاب به دست...
مكس گم شده است. غول عنكبوت به طور مرموزي دزديده شده و هيچ كس نمي داند او را به كجا برده اند. آيا اين كار لرد اسپار است يا شخص ديگري در اين ماجرا دست دارد؟ اريك، نيل و جولي همراه دوستانشان با كشتي باد جافا عازم دريا مي...
گالن به جهان زيرين امپراتوري اهريمني پانجيباره رفته است. او براي دفاع از خود، به چوب جادوي اوريك كه قرن ها پنهان بوده است، احتياج دارد. كياه و دوستانش مي خواهند به گالن كمك كنند، ولي تنها چيزي كه مي تواند آنها را به...
اريك، نيل و جولي با چوب جادو دنياي بالا را به هم ريخته اند. آنها به دنياي درون برگشته اند تا همه چيز را به حالت عادي برگردانند. با اينكه تابستان است، ماجراي جديد بچه ها، آنها را به كوه هاي يخي، جايي كه هميشهزمستان...
اریک هینکل ناگهان فریاد زد: «تا آن بالا مسابقه می دهیم.»سپس شاخه درخت سیبی را که در حیاط پشتی خانه شان بود، گرفت و خودش را از درخت بالا کشید. دوستانش، نیل کراگر و جولی روبین، خندیدند و بعد، پشت سرش شروغ به بالارفتن از...
اريك روياي عجيبي ميبيند و اين يعني دنياي درون به كمك او و دوستانش احتياج دارد. وقتي اريك، جولي و نيل به درون مي روند، مي فهمند كه اتفاق عجيبي افتاده است. موجودي عجيب روياهاي اهالي درون را مي دزدد و آن ها را نگران و...
شاهزاده خانم بدجنسي به نام سالاماندرا در جست و جوي كشتي اژدهاي جادويي است. اريك، جولي و نيل بايد قبل از او آن كشتي را پيدا كنند. ولي مشكل اينجاست كه كشتي اژدها قطعه قطعه شده است و قطعه هاي آن در سراسر درون پراكنده شده...
اهمیت زماناریک هینکل دوچرخه اش را جلو کتابخانه عمومی نگه داشت و پرسید: «چقدر وقت داریم؟»جولی روبین در حالی که از روی دوچرخه اش پایین می پرید و به طرف پله های کتابخانه می دوید، گفت: «دو ساعت. فکر کنم نیل زودتر از ما...
در غارهای یخی سرزمین های شمالی درون، هیولای ترسناکی زندگی می کند که کروگ نام دارد. کروگ از خوابی بسیار طولانی بیدار شده و انگار موجودی عصبانی است. اریک و دوستانش باید جلوی ویرانی هایی را که هیولا به بار می آورد، بگیرند.
الفي به نام هوجا در شهر آت به دام افتاده است. اين شهر به طرزي سحرآميز داخل بطري كوچكي جاي گرفته است. خوشبختانه اريك، كياه و بقيه دوستانشان فهميده اند كه چطور مي شود شهر آت را از داخل بطري بيرون كشيد. ولي نجات دادن...
با تعجب و خوشحالي گفتم: خديه؟ براي من؟... خيلي زيباست. متشكرم. مادرم روي تختم نشست و گفت: كياه! اين كتاب معمولي نيست. اين كتاب جادوگري توست. در زندگي هر جادوگر لحظه اي مي رسد كه نيروهاي جادويي اش خيلي قويتر از گذشته...
اریک هینکل در جای کوچکی که پنهان شده بود، به خود لرزید. پاهایش را زیر بدنش جمع کرده بود و سرش را بین دستهایش گرفته بود. نمیتوانست تکان بخورد. ولی تنها مشکلش همین نبود. تالاپ! تالاپ! صدای پا داشت نزدیکتر میشد. کسی...
سرزمین سحرآمیز، مجموعهای از داستانهای تخیلی است که شخصیتهای اصلی آنها، نیل، اریک و جولی، مدام با حوادثی جادویی، مکانهایی خطرناک، هیولاها و شرارتها روبهرو میشوند.