تاریکی او را احاطه کرد و تنها چیزی که شنید، صدای همهمهی مگسهای گرسنه بود... پس از نبردی حماسی که در آن کاو، فرال کلاغ، توانست مرد تارعنکبوتی را نابود کند، شهر بلکاستون سرانجام از شر شیطانی که مدتها تهدیدش میکرد، رها شد. اما صلح و آرامش دوامی ندارد. آمدن مادر مگسها باعث میشود که بار دیگر جرم و جنایت و فساد و آشوب بر شهر مسلط شود. کاو باید از تمام قدرت و شجاعش استفاده کند و از تکتک دوستانش کمک بگیرد تا بر این موجود شرور پیروز شود. اَسرار فاش میشوند، خطر و مرگ همهجا را فرا میگیرد و هر کسی ممکن است خیانت کند
مجموعه تیمارستان (جلد دوم معبد)
دن، اَبی و جردن هنوز از ضربهی روحی تابستانی که در تیمارستان بروکلین گذراندهاند، رنج میبرند. هرچند میخواهند آن ماجرا را فراموش کنند اما شخصی مصمم است ترس و وحشت را زنده نگه دارد و عکسهایی بدون هیچ یادداشت یا اسمی از کارناوالی در گذشتههای دور برای آنها میفرستد. برنامهشان برای هرگز برنگشتن به آنجا را کنار میگذارند و تحت پوشش برنامهی آخر هفتهی کالج نیوهمپشایر برای دانشجویان جدید به آنجا برمیگردند و متوجه میشوند که کارناوالِ درون عکسها نه تنها واقعیت دارد، بلکه ظاهراً برای اولین بار بعد از سالها قرار است در دانشکده برگزار شود.
دن و دوستانش ماجراجویی خودشان را با گریز زدن از کلاسهای ساده و جشنهای کالج پیش میبرند– گشت و گذاری در میان خانههای متروکه و مکانهایی مخفی در سرتاسر شهر. کمفورد گذشتهای وحشتناک را مخفی میکند و تیمارستان تأثیر عمیقی بر آنجا گذاشته است، خیلی بیشتر از آنچه دن در ذهن داشته است...