کوئنتین، همراه با قدیمیترین دوستش، جولیا، عازم میشود... منتهی برخلاف انتظارشان، نه از فیلوری، بلکه از دنیای واقعی سر درمیآورند. هردو به تکاپو میافتند تا راهی برای بازگشت به پادشاهیِ گمشدهشان پیدا کنند اما با خطرِ نامبارکی در دنیایی بسیار متفاوت از داستانهای محبوبِ دورانِ کودکیشان روبهرو میشوند و کوئنتین چارهای نمیبیند جز اعتماد به جادوی جولیا که از راههای ناموضوع آمده است.
مجموعه پادشاه پریان (جلد اول شاهزاده سنگدل)
میخواهم مثل آنها باشم؛ همچون شمشیرهایی هستند که در آتش مقدس ساخته شدهاند و تا ابد زندهاند.
و بینشان کاردن از همه زیباتر است. بیشتر از دیگران، از او نفرت دارم. آنقدر که وقتی نگاهش میکنم، نمیتوانم درست نفس بکشم.
جود هفتساله بود که پدر و مادرش کشته شدند و او و دو خواهرش دزدیده شدند تا در دربار بزرگ پریان زندگی کنند. ده سال از آن ماجرا میگذرد و جود هیچ چیزی نمیخواهد مگراینکه متعلق به این دنیا باشد. اما او فانی است و بیشتر پریان از موجودات فانی متنفرند. مخصوصاً شاهزاده کاردن، جوانترین و پلیدترین پسر شاه بزرگ.
جود برای رسیدن به جایگاهی در دربار، باید با کاردن رویارو شود و عواقبش را بپذیرد.
او حینی که هرچه بیشتر غرق در دسیسهها و نیرنگهای قصر میشود، متوجه مهارتش در جنگ و خونریزی نیز میشود. اما وقتی دربار پریان به خاطر خیانت یکی از درباریان در معرض خطر قرار میگیرد، جود باید زندگیاش را به خطر بیندازد تا خواهرش و سرزمین پریان را نجات دهد.