هاپو و دوست هایش در خیابان و پارک و خانه چیزهای زیادی یاد می گیرند. رنگ های چراغ راهنمایی، شکل های مربع و دایره و … عددهای 1 و 2 و 3 و 4 و .. دلت می خواهد تو هم مثل آن ها بازی کنی و چیزهای جدید یاد بگیری؟
هیولایی پرنده، خواهر کوچک روون پسر نوجوان روستا را میرباید. روون باید برای نجات خواهرش به سرزمین دشمنان دیرینه سفر کند. او و همراهانش در این سفر دور و دراز و پرخطر، فقط مجموعهای از پیشگوییهای معماگونه و رازآلود را همراه دارند. اما آنها در پایان جستوجو با معمای بزرگتری روبهرو میشوند و راز شگفتانگیزی برملا میشود. به نظر مردم روستای رین «روون» پسر ضعیف و ترسویی است که برای نجات روستا از خطر نابودی، نمیتوان به او امید بست. آیا به راستی کاری از دست روون ساخته نیست؟