داستان های شاهنامه 51 (سیاوش در آتش)
سودابه عاشق من بود و نشانه ي عشقش همان شعله هاي آتش بود كه از دست و مو و دهانش زبانه مي كشيد. كيكاووس عاشق سودابه بود و نشانه ي آن درياي آتشي بود كه برپاساخت تا من از آن بگذرم. من در آتش دروغي مي سوختم كه سودابه ساخت و به كيكاووس گفت كه من عاشق او، سودابه هستم. بر يال شبرنگ، اسب سياهم دست كشيدم و گفتم:«اگر سياوش مي خواهد راستي و پاكي را به همه نشان دهد بايد از درياي آتش بگذرد
از همین نویسنده
سایر کتاب های همین ناشر
نظر شما درباره این محصول
پرسش و پاسخ
موجود شد خبرم کن!
داستان های شاهنامه ۵۱ (سیاوش در آتش)شمارهات را بگذار؛ همان لحظهای که این کالا به انبار برگشت، برایت پیامک میکنیم.
فقط برای همین کالا پیامک میشود — تبلیغاتی در کار نیست.
ثبت شد!
بهمحض موجود شدن، اولین نفری هستی که خبردار میشود.



