افق
5,000 تومان
جوجهتیغیهای پسرعمو با یک بغل تیغ راه افتادند.آنها دور تپهی خاکی میچرخیدند اما به هم نمیرسیدند.آن قدر چرخیدند که خسته شدند.این جوجهتیغی گفت: «نکند پسرعموی من گم شده باشد؟»آن جوجهتیغی گفت: «نکند پسرعموی من گم...
Please sign in first.
Sign inCreate a free account to save loved items.
Sign in