انجام تمرینات مغزی، چند سالی است که مورد علاقه ی بسیاری از محققان حوزه ی مطالعات مغز قرار گرفته و در شکل های متنوع توسط تیم های تحقیقاتی و دانشگاهی، طراحی شده و در اختیار افراد جامعه قرار گرفته است. این تمرینات که بر مبنای چارچوب های علمی هستند، برای هدف های متعددی به کار می روند که یکی از مهم ترین این اهداف، کمک به فرایند رشد و تقویت عملکردهای مغزی کودکان به ویژه در سنین پیش از دبستان است. این دوره به دلیل آنکه در برهه ی زمانی حساس تکامل مغزی قرار دارد، بسیار حائز اهمیت است و می توان با بهره گیری از توانمندی های کودک، گذر آن را پربار و غنی نمود.
کارتون های خواندنی (در جست و جوی نمو)
نمو یک دلقک ماهی بود و توی اقیانوس زندگی میکرد.
پدر نمو همیشه مراقب پسرش بود. یک روز، دلقک ماهی کوچولو شناکنان رفت تا نزدیکی سطح آب. یک غواص زودی او را گرفت و با خودش برد. پدر نمو، همه جا دنبالش گشت.
نمو یک دلقک ماهی بود و توی اقیانوس زندگی میکرد.
پدر نمو همیشه مراقب پسرش بود. یک روز، دلقک ماهی کوچولو شناکنان رفت تا نزدیکی سطح آب. یک غواص زودی او را گرفت و با خودش برد. پدر نمو، همه جا دنبالش گشت.
قهرمانان اقیانوس به خانه برمیگردند؟
سایر کتاب های همین ناشر
تمرین های مجموعه ی (باشگاه تفکر وخلاقیت)،ذهن کودکان را برای یادگیری ،فعال نگه می داردتا مهارت های مغزی خود را پرورش دهند. این مجموعه بومی سازه شده، سعی دارد بستری مناسب برای تقویت کارکرد های پیچیده ی مغز دانش آموزان دوره ی دبستان ایجاد کند تا با موضوعات متنوع مواجه شوند و قوه ی تخیل ومنطق خود را به کار گیرند.
«ذهن آگاهی با رنگ آمیزی» نوعی کتاب رنگ آمیزی بزرگسالان است که شامل طرح های خیره کننده، الگوهای زیبا و نقش های آرام بخش می شود. لا به لای صفحات، تمرین هایی برای تقویت مهارت «زیستن در لحظه حال» خواهید یافت.
به توصیه کتاب، همه جا آن را همراه داشته باشید چرا که رنگ آمیزی و خلق تصاویر جدید، تنها چند دقیقه طول می کشد تا احساس بهتری پیدا کنید!
مغز من و رنگ آمیزی، کتابی است که به تقویت تواناییهای مغز کمک میکند. این کتاب در شرایطی که دچار فشار و استرس هستید، قادر به کنترل هیجانات خود نیستید و یا خلاقیت خود را از دست دادهاید، میتواند به شما کمک کند.
ویلف داستان بچه گرگی است که به اندازه ی خودش قوی است، اما دوست دارد قدرتمند تر باشد و هرگز از دوستان و خانوادهی خود کمک نمیگیرد و گمان میکند که خودش به تنهایی از پس هرکاری برمیآید. تا این که او در سرمای سوزان یک شب قطبی سرگشته و تنها میماند. عاقبت متوجه میشود که همهی ما گاهی به نصیحت و راهنمایی های یک دوست که چراغ راهمان باشد و ما را ایمن به مقصد برساند احتیاج داریم.
هریت تابمن برده سیاهپوستی بود که تمام زندگیاش را وقف مبارزه با بردهداری کرد. او اولین زن سیاهپوستی بود که عکسش روی پول آمریکا چاپ شد. هریت باور داشت انسان زمانی به موفقیت و شادی واقعی میرسد که بتواند به دیگران کمک کند.
«دفتر برنامهریزی مغز» همان دستیاری است که میتواند برای همهی ما، صرفنظر از شغل و حجم وظایف روزانهای که داریم، ابزاری کاربردی و مفید باشد و با پاسخ دادن به این سؤالات، برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی سالم، هدفمند و منظم به ما کمک کند. دفتر برنامهریزی مغز متفاوت از یک تقویم یا دفترچه یادداشت معمولی است، چرا که در آن میآموزیم و تمرین میکنیم چگونه با تکیه بر عملکردهای مغزی خود، زندگی روزانهمان را مدیریت کنیم.
کتاب دنیا به آدم های بنفش بیشتری نیاز دارد: اثر کریستن بل و بنجامین هارت است با ترجمه ی منیژه فتح نژاد و چاپ انتشارات مهرسا.
کتاب حاضر با شخصیت های جذاب و دوست داشتنی، کودکان را برای تبدیل شدن به یک آدم بنفش تشویق می کند. این کتاب 5 گام مهم را برای تبدیل شدن به آدم بنفش به کودک آموزش می دهد که شامل: (این تویی که باید سوال های خوب بپرسی. این تویی که باید زیاد بخندی. این تویی که باید همیشه حرفت را بزنی. این تویی که باید هرکاری را با دقت انجام بدهی. پس خود خودت باش!) است.
کتابهای رنگآمیزی برای اولین بار در سال 2013 و در کتابفروشی بزرگ شهر سائوپائولوی برزیل توجه من را به خود جلب کردند. در کتابخانهی اصلی شهر یک قفسهی بزرگ به این کتابها اختصاص داده شده بود. در سال 2014 یک میلیون نسخه از این کتابها تنها در آمریکا به فروش رسید و جالب آنکه در سال 2016 این تعداد به دوازده میلیون نسخه افزایش پیدا کرد و این رشد ادامه دارد! این میدانید این کتابها چه تاثیری در مغز شما میگذارند و پاسخگوی چه نیازی هستند؟ در هیچکدام از کتابهای رنگآمیزی که من تاکنون مرور کردهام. به بررسی دقیق این اثرات پرداخته نشده است. همین موضوع من را به فکر انداخت تا با جمعی از همکاران و دوستان مطالعهای در این زمینه داشته باشیم. حاصل این مطالعه، مجموعهی اخیر «مغز من و رنگآمیزی» است. راز فروش فوقالعادهی این کتابها، تاثیرگذاری منحصر به فرد آنها روی مغز و نیاز بشر امروز به این تاثیر خارقالعاده است. شواهد علمی پیشنهاد میکنند که استفادهی مناسب از رنگآمیزی، چنین مهارتی را برای فعال کردن DMN به دست میآوریم. علاوه بر ماهش استرس و فشار، به مزایای دیگری هم دست مییابیم. برای دانستن این مزای، به مقدمهی کتاب سری بزنید
مراسم بزرگداشت روز سازنده بهترینها را در دهکدهی وِمیکیها پدید آورده است...
بهترین کیک، بهترین سبد گل و بهترین موسیقی...
اما وقتی اشتباه پانچلو مراسم روز جشن را خراب میکند، اهالی دهکدهی ومیکیها به شگفتانگیزترین هدیهای که میتواند وجود داشته باشد پی میبرند که همان وحدت و همکاری با همدیگر است.
یک روز صبح، وقتی آدمچوبیها هدیههای جدیدی دریافت کردند، خیلی هیجانزده شدند!
هر هدیه، مناسب شخص دریافتکننده و کاملاً هماهنگ با او بود.
این داستان، اهالی شهر وِمیکیها را در کشف علت دریافت هر کدام از هدیهها همراهی میکند. آنها درمییابند که موضوعی بسیار مهمتر در پس این هدیهها وجود دارد؛ اینکه هرکس میتواند موهبت بینظیر خود را در راه کمک به دیگران بهکار گیرد و در دنیای اطرافش تغییر مثبت ایجاد کند.
به کودکان بیاموزید که باور کنند:
من خاص هستم!
من قدرتمند هستم
من دوستداشتنی هستم
من زیبا هستم
من مهربان هستم
من تندرست هستم
و خیلی کلمههای خوب دیگر!
شعرهای این کتاب سرشار از کلمههای انگیزهبخش است. این کتاب به کودکان این قدرت شگفتانگیز را میدهد که بهترین خودشان باشند. وقتی آنها به قدرت کلمهها پی میبرند، جوانههای دوستداشتن و اعتماد به نفس بر شاخسار درخت زندگیشان شکوفه میزند.
هامفری، نهنگ بزرگ قصهی ما،
وجببهوجبِ دریا را زیر و رو میکرد
و هر چیزی را که میدید جمع میکرد؛
راستش اصلاً هم برایش فرقی نمیکرد زیاد باشد یا کم...
فقط دلش میخواست بیشتر و بیشتر داشته باشد.
اما با همهی آن چیزهایی که داشت،
همیشه احساس میکرد
جایی یک چیز خالی است
والدین، آموزگاران، روانشناسان و مددکاران اجتماعی همه یکصدا میگویند که «طناب نامرئی» کتابی معرکه برای مقابله با هرگونه اضطراب جدایی (Separation Anxiety Disorder)، فقدان و اندوه است. «طناب نامرئی» رویکرد بسیار سادهای برای غلبه بر تنهایی، جدایی یا فقدان دارد. شیوهی بیان خلاقانهی این کتاب به کودکان کمک میکند بهسادگی موضوع را درک کنند و با آغوش باز پذیرای این پیام گیرا در زمانهی پُرهیاهو باشند.
این کتاب با بیش از نیممیلیون نسخه فروش، در بین کتابهای مصوّر زبانزد خاص و عام است. موضوع «طناب نامرئی» همبستگی ناگسستنی بین آنهایی را که دوستشان داریم نشان میدهد و دردها و آلام کودکان و بزرگسالان را التیام میبخشد.
شما همواره از نظر خداوند ارزشمند هستید.
این داستان، سرگذشت کودک درون هر کدام از ماست، تا باور کنیم کسی وجود دارد که بدون توجه به ظاهر، داراییها یا مهارتهایمان به ما عشق میورزد تا با اطمینان به عشق او ارزش وجودی خود را فراموش نکنیم، به قضاوتهای دیگران اهمیت ندهیم و در مسیر او حرکت کنیم.
دنیا به ما میگوید: «تو ارزشمند هستی فقط اگر باهوش باشی، زیبا باشی، یا مهارتهای مختلف داشته باشی.»
اما خدا به ما میگوید: «تو بینظیر هستی فقط به این خاطر که بندهی من هستی و تلاش میکنی در مسیر من حرکت کنی.»
جمعآوری جعبه و توپ در شهر مُد شده بود! جعبههای رنگارنگ و توپهای فانتزی اما تو خالی. همهی اهالی دهکدهی وِمیکیها مشغول جمع کردن جعبه و توپ بودند؛ همه بهجز پانچلو.
پانچلو هم برای اینکه از دیگران عقب نیفتد، سعی کرد هر کاری لازم بود انجام دهد تا مثل آنها شود.
او تصور نمیکرد مجبور شود اینقدر تلاش کند و از چیزهایی که برایش مهم بودند صرف نظر کند تا صاحب جعبهها و توپهای بیشتری شود.
تا اینکه ایلای، سازندهی پانچلو، از این فرصت استفاده کرد تا موضوع مهمی را به او یادآوری کند.
«تو بیش از اینها برایم ارزشمندی چون تو را با عشق ساختهام و همینطور که هستی دوستت دارم»
مهم نیست چقدر بزرگ باشی یا کوچک، مهم شجاعت است، اینکه چقدر دل و جرأت داشته باشی صدای درونت را به گوش بقیه برسانی. موش کوچولوی جنگل ما پیش خودش فکر میکند خیلی ریزهمیزه است، هی غصه میخورد که چرا نمیتواند نعره بزند. موشی دیگر نمیخواهد دستدست کند، دلش را به دریا میزند و میرود سراغ آقاشیره! خُب راستش خیلیخیلی دلش میخواهد نعرهزدن یاد بگیرد و این تنها راه است. شما هم اگر میدیدید باورتان نمیشد!!!!! چهطور میشود که این دو تصمیم میگیرند باهم دوست شوند!؟!
ریچل برایت (Rachel Bright) با نثری زیبا و جیم فیلد (Jim Field) با تصاویری جذاب و سرزنده درس مهمی به کودکان میدهند: «مهم نیست چقدر بزرگ باشیم، همهی ما میتوانیم به رؤیاهایمان برسیم فقط باید آنقدر شجاع باشیم که به دنبال آنها برویم.»
قدرت انتخاب یکی از بزرگترین موهبتهای زندگی است.
به کودکان خود بیاموزید میتوانند انتخاب کنند چگونه باشند...
- آهای شماها دارین چیکار میکنین؟
- ما میخواییم تغییر قیافه بدیم؟
- چی؟
- یعنی میخواییم پروانه بشیم؟
- یه لحظه ترمز لطفا! ... یعنی من هم میتونم پروانه بشم؟
- آره!
- یعنی بال هم درمیآرم؟
- آره!
- بال واقعی؟
- آره!
- خب صبر کن منم بیام!
ماری کوری از همان دوران کودکی، عاشق علم بود و دلش میخواست تأثیر مهمی بر دنیا بگذارد. راستش ماری اواخر دههی 1800 زندگی میکرد و آن روزها دخترها نمیتوانستند دانشمند شوند، تازه گاهیوقتها هم اصلاً اجازه نداشتند درس بخوانند. ماری کوری کوتاه نیامد و نگذاشت چیزی سد راهش شود و با تشویق خانواده آنقدر درس خواند و آزمایش کرد تا پیشگام علوم فیزیک و شیمی شد. فکرهای بکر و کشفهای او از مهمترین دستاوردهای تاریخ علم هستند. مجموعهکتابهای «آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند» با زبانی ساده زندگینامهی قهرمانهای بزرگ جهان را بیان میکند. این کتابها با محوریت مشخصات و ویژگیهای خاص الهامبخش کودکان است تا در زندگی از هیچ چیز جدیدی نهراسند و هرگز دست از تلاش برای رسیدن به اهدافشان برندارند.
" ( کتابهای گردو) از مجموعهی باشگاه مغز کودکان، مجموعهای هدفمند است که تمرینهایی ساده و جذاب برای کودکان سه سال به بالا ارائه میدهد تا ضمن سرگرمی، بازی و رنگ آمیزی، عملکردهای مغزی آنان را نیز تقویت کند. برای استفاده از این کتابها به ترتیب خاصی نیاز نیست و میتوان با هر کتابی که کودک رغبت بیشتری به آن نشان میدهد، آغاز کرد. ابزار مورد استفاده، یک مداد سیاه و چند مدادرنگی است. استمرار حل چنین تمریناتی در طول زمان، تاثیری قابل ملاحظه در بهبود و فعالسازی عملکردهای مغزی کودکان مانند توجه و تمرکز، حافظه و مهارتهای بصری فضایی خواهد داشت و چه صحنهای خوشایندتر از کودکی هوشمند که بازی میکند، میخندد و یاد می گیرد."
این منم جین گودال تصویری بر اساس زندگینامهی واقعی جین گودال، زنی عاشق کتاب خواندن، حیوانات، طبیعت و محیط زیست نوشته شده است.
جین گودال در روزگاری زندگی میکرد که کسی دوست نداشت دخترها دانشمند شوند. اما او که عاشق کتاب خواندن بود، به این حرفها کاری نداشت. او دلش میخواست ساعتهای طولانی کتاب بخواند و در طبیعت وقت بگذراند. او عاشق شامپانزهها بود.
«بینی سبز! چقدر احمقانه» پانچلو با خودش فکر کرد داشتن بینی سبز او را سریعتر، باهوشتر یا قویتر نمیکند، بلکه فقط او را شبیه بقیهی مردم دهکده میکند. چطور ممکن است کسی بخواهد بینیاش را رنگ کند، در حالی که ایلای (سازندهی آدمچوبیها) آنها را به دلیلی خاصی، متفاوت از یکدیگر ساخته است. اما زمانی رسید که پانچلو دیگر به دیدن ایلای نمیرفت و کمکم بینی رنگشده چندان به نظرش احمقانه نمیآمد. چون بینی رنگشده او را شبیه دیگر وِمیکیها میکرد. پانچلو در آن زمان، بیشتر از هر زمان دیگری، نیاز داشت صدای سازندهاش را بشنود که میگفت: «من در هر شرایطی تو را دوست دارم و همیشه به تو کمک خواهم کرد تا به همان شکلی برگردی که تو را ساخته بودم.»