دختری با ذهن قدرتمند (داستانی درباره پرورش تاب آوری) نوشته ی نیلس وان هوو است که معصومه نفیسی آن را به فارسی ترجمه کرده است. توسط مهرسا در سال 1399 و 32 صفحه به بازار عرضه شده است.
پسری با ذهن قدرتمند (داستانی درباره ی پرورش مثبت اندیشی)
جک، پسری شاد و مهربان است.او عاشق مدرسه است و هزار و یک سرگرمی جورواجور دارد.
اما مثل هر پسری، گاهی در خانه و مدرسه با موقعیتهایی سخت و دشوار روبهرو میشود...
بیایید ببینیم که جک چهطور با ذهنی قوی و نگاهی مثبت، از پَس چالشها و مشکلات روزانهاش برمیآید.
از همین نویسنده
جک و کیت دوستان خوبی هستند.
آنها در مدرسه یاد میگیرند چهطور قدرت ذهنی خود را پرورش دهند.
این دو نفر سعی میکنند هدفهایی داشته باشند و برای رسیدن به آنها سخت تلاش کنند...
بیایید ببینیم جک و کیت چهطور با برنامهریزی روزانه و هدفگذاری زماندار میتوانند کارهایشان را با تمرکز و بدون حواسپرتی انجام دهند.
سایر کتاب های همین ناشر
- آهای شماها دارین چیکار میکنین؟
- ما میخواییم تغییر قیافه بدیم؟
- چی؟
- یعنی میخواییم پروانه بشیم؟
- یه لحظه ترمز لطفا! ... یعنی من هم میتونم پروانه بشم؟
- آره!
- یعنی بال هم درمیآرم؟
- آره!
- بال واقعی؟
- آره!
- خب صبر کن منم بیام!
پس از تجربهی بسیار موفق کتاب باشگاه مغز(1)، این بار با مجموعهی دیگری با شما همراه میشویم که هدف اصلی آن فعالتر کردن بخشهایی از مغز است که وظیفهی تمرکز حواس و به اصطلاح علمی تر، نگهداری توجه را برعهده دارند. ما در این کتاب سعی کرده ایم تا با طراحی تمرینات متنوع و جذاب در 24 پله، توجه و تمرکز شما را به تدریج بهبود بخشیم.
«این منم آملیا ارهارت» سرگذاشت خانمی با همین نام است
آملیا از همان زمان کودکی عاشق پرواز کردن است و عجیب اینکه توی هفت سالگی با دو چرخ اسکیت و یک جعبه ابزار و دو تا الوار ترن هوایی درست میکند و سر آخر با کلی سر و صدا و خرابکاری موفق میشود پرواز را تجربه کند. فکر میکنید این آخرین تجربهاش است؟
تکتکِ ما آدمها موهبتهایی داریم که میتوانیم با دیگران تقسیم کنیم.
به کودکان بیاموزید که هدیه دادن به دیگران، برایشان شادمانی به ارمغان میآورد.
فرقی نمیکند چند ساله باشید، همه میتوانیم هوای یکدیگر را داشته باشیم. انسانهای خاص بسیاری در زندگی کودکان هستند که میتوانند با هدیه دادن از آنها تشکر کنند. این کتاب به کودکان این قدرت شگفتانگیز را میدهد تا با اعتمادبهنفس و شادمانی بیشتر قدردان داشتههایشان باشند و آنها را با دیگران هم قسمت کنند.
ویوی دختر کجکاوی است و همه چیز را با دقت بررسی می کند. او اطلاعات را که به دست می آورد، یادداشت می کند. بعد، سوال هایی طرح می کند تا با کمک آن ها بفهمد جهان چطوری کار می کند. امروز قرار است ویوی با معلم و بچه های کلاس برای گردش علمی به ساحل دریا برود. باید ببینیم چه جانوران جالبی می بیند و چه چیزهایی کشف می کند!
مهم نیست چقدر بزرگ باشی یا کوچک، مهم شجاعت است، اینکه چقدر دل و جرأت داشته باشی صدای درونت را به گوش بقیه برسانی. موش کوچولوی جنگل ما پیش خودش فکر میکند خیلی ریزهمیزه است، هی غصه میخورد که چرا نمیتواند نعره بزند. موشی دیگر نمیخواهد دستدست کند، دلش را به دریا میزند و میرود سراغ آقاشیره! خُب راستش خیلیخیلی دلش میخواهد نعرهزدن یاد بگیرد و این تنها راه است. شما هم اگر میدیدید باورتان نمیشد!!!!! چهطور میشود که این دو تصمیم میگیرند باهم دوست شوند!؟!
ریچل برایت (Rachel Bright) با نثری زیبا و جیم فیلد (Jim Field) با تصاویری جذاب و سرزنده درس مهمی به کودکان میدهند: «مهم نیست چقدر بزرگ باشیم، همهی ما میتوانیم به رؤیاهایمان برسیم فقط باید آنقدر شجاع باشیم که به دنبال آنها برویم.»
پس از سه تجربه ی بسیار موفق باشگاه مغز (1)، (2) و (3) در طی سالهای اخیر، تیم باشگاه مغز این بار با مجموعه ی دیگری همراه شما میشود. این کتاب طی شانزده پله، سعی در تقویت عملکردهای مغزی دارد که از سطوح پایه مانند توجه پایدار و متمرکز شروع میشود و گام به گام به سوی عملکردهای مغزی عالیتر و پیشرفته تر مانند تصمیم گیری و حل مسئله پیش میرود. تمرینات و آموزشهایی که در این کتاب طراحی شده اند، در راستای مجموعه های قبلی هستند و به نزدیکی هرچه بیشتر چالش های مغزی با واقعیت های زندگی روزمره کمک میکنند و میکوشند با برقراری پیوند میان آموزههای این کتاب و عملکردهای روزمره، تاثیری مضاعف در ارتقای عملکردهای مغزی بگذارند.
پس با ما در باشگاه مغز کنترل و مدیریت (تمرکز، یادگیری، احساسات، تمایلات و تصمیمات) همراه شوید.
هریت تابمن برده سیاهپوستی بود که تمام زندگیاش را وقف مبارزه با بردهداری کرد. او اولین زن سیاهپوستی بود که عکسش روی پول آمریکا چاپ شد. هریت باور داشت انسان زمانی به موفقیت و شادی واقعی میرسد که بتواند به دیگران کمک کند.
- پروانههای عزیزم کجایی؟
- 321 متر اونطرف
- خب، الآن من چطوری باید اینهمه راه رو برم؟
- پرواز کن دیگه.
- یعنی با هواپیما برم؟
- نه
- عمرا نمیتونم از پس این کار بربیام!
نمو یک دلقک ماهی بود و توی اقیانوس زندگی میکرد.
پدر نمو همیشه مراقب پسرش بود. یک روز، دلقک ماهی کوچولو شناکنان رفت تا نزدیکی سطح آب. یک غواص زودی او را گرفت و با خودش برد. پدر نمو، همه جا دنبالش گشت.
قرار است بدنت به زودی تغییری بزرگ را اغاز کند، شاید همین الان هم شروع شده باشد. وقتی بزرگتر میشوی، بدن و ذهنت رشد و تغییر میکند. این تغییرات گاهی هیجانانگیز به نظر میرسند و بعضی وقتها هم ناخوشایند و حتی خجالتآور. نگران نباش!
این اتفاق برای همهی پسران هم سن تو رخ میدهد و آنها هم دورهی بلوغ را پشتسر میگذارند و نوجوانی را تجربه میکنند؛ دنیایی جدید با تغییراتی بزرگ اما طبیعی.
این کتاب به تو کمک میکند تا متوجه شوی تغییرات دورهی بلوغ، مرحلهای طبیعی از بزرگ شدن هستند و به خوبی درک میکنی که چه چیزهایی پیش رویت است. هر کدام از اینها بخشی از مراحل بلوغ است. تو میتوانی پاسخ سوالهایت را در این کتاب پیدا کنی و یاد بگیری وقتی نگران هستی چگونه سوال کنی.
یک روز صبح، وقتی آدمچوبیها هدیههای جدیدی دریافت کردند، خیلی هیجانزده شدند!
هر هدیه، مناسب شخص دریافتکننده و کاملاً هماهنگ با او بود.
این داستان، اهالی شهر وِمیکیها را در کشف علت دریافت هر کدام از هدیهها همراهی میکند. آنها درمییابند که موضوعی بسیار مهمتر در پس این هدیهها وجود دارد؛ اینکه هرکس میتواند موهبت بینظیر خود را در راه کمک به دیگران بهکار گیرد و در دنیای اطرافش تغییر مثبت ایجاد کند.
«گاندی» که یک مرد جوان هندی بود، در روزگار خود میدید که چطور دولتمردان بریتانیا با مردمِ کشورش ناعادلانه رفتار میکنند. او که نمیتوانست نابرابریها را بپذیرد، یک راه خارقالعاده برای مبارزهکردن پیدا کرد: اعتراض در کمالِ آرامش و صلح! او از آفریقای جنوبی به هندوستان رفت؛ جایی که در آن یک انقلابِ بدون خشونت را رهبری و کشورش را از زیر بار قوانین بریتانیایی آزاد کرد.
گاندی اگرچه ظاهر آرام و خونسردی داشت، توانست به آرامی همهچیز را در هندوستان تغییر دهد و بعدها روی جنبشهای حقوق اجتماعی در سرتاسر دنیا تأثیر بگذارد. او ثابت کرد که حتی کوچکترین افراد هم میتوانند قدرتمندترین باشند!
هامفری، نهنگ بزرگ قصهی ما،
وجببهوجبِ دریا را زیر و رو میکرد
و هر چیزی را که میدید جمع میکرد؛
راستش اصلاً هم برایش فرقی نمیکرد زیاد باشد یا کم...
فقط دلش میخواست بیشتر و بیشتر داشته باشد.
اما با همهی آن چیزهایی که داشت،
همیشه احساس میکرد
جایی یک چیز خالی است
«کتابهای گردو» از مجموعهی باشگاه مغز کودکان، مجموعهای هدفمند است که تمرینهایی ساده و جذاب برای کودکان سه سال به بالا ارائه میدهد تا ضمن سرگرمی، بازی و رنگآمیزی، عملکردهای مغزی آنان را نیز تقویت کند.
«بینی سبز! چقدر احمقانه» پانچلو با خودش فکر کرد داشتن بینی سبز او را سریعتر، باهوشتر یا قویتر نمیکند، بلکه فقط او را شبیه بقیهی مردم دهکده میکند. چطور ممکن است کسی بخواهد بینیاش را رنگ کند، در حالی که ایلای (سازندهی آدمچوبیها) آنها را به دلیلی خاصی، متفاوت از یکدیگر ساخته است. اما زمانی رسید که پانچلو دیگر به دیدن ایلای نمیرفت و کمکم بینی رنگشده چندان به نظرش احمقانه نمیآمد. چون بینی رنگشده او را شبیه دیگر وِمیکیها میکرد. پانچلو در آن زمان، بیشتر از هر زمان دیگری، نیاز داشت صدای سازندهاش را بشنود که میگفت: «من در هر شرایطی تو را دوست دارم و همیشه به تو کمک خواهم کرد تا به همان شکلی برگردی که تو را ساخته بودم.»
کتاب دنیا به آدم های بنفش بیشتری نیاز دارد: اثر کریستن بل و بنجامین هارت است با ترجمه ی منیژه فتح نژاد و چاپ انتشارات مهرسا.
کتاب حاضر با شخصیت های جذاب و دوست داشتنی، کودکان را برای تبدیل شدن به یک آدم بنفش تشویق می کند. این کتاب 5 گام مهم را برای تبدیل شدن به آدم بنفش به کودک آموزش می دهد که شامل: (این تویی که باید سوال های خوب بپرسی. این تویی که باید زیاد بخندی. این تویی که باید همیشه حرفت را بزنی. این تویی که باید هرکاری را با دقت انجام بدهی. پس خود خودت باش!) است.
«هلن کلر» وقتی خیلی کوچک بود، یک بیماریِ نادر گرفت و این بیماری او را نابینا و ناشنوا کرد. او ناگهان متوجه شده بود که دیگر نه میتواند ببیند و نه چیزی را بشنود و برای همین ارتباط برقرار کردن با دنیای بیرون و اطرافیان برایش تقریباً ناممکن شده بود.
وقتی هلن شش ساله بود، با فردی آشنا شد که زندگیاش را برای همیشه عوض کرد؛ معلمش، «آن سالیوان». با کمکهای خانم سالیوان، هلن یاد گرفت که چطور با زبان اشاره صحبت کند و خط بریل را بخواند. او که حالا میتوانست خودش را به دیگران ثابت کند، در بزرگسالی به یک فعال اجتماعی تبدیل شد و مردم را به جنگ با ناتوانیها و دیگر مشکلات تشویق میکرد.
مغز انسان عملکردهای خارق العاده ای دارد که شناخت و کشف هریک از آن ها سهم قابل توجهی در طراحی انواع ابزارها و روش هایی داشته که در پی ارتقای این عملکردها بوده اند. صرف نظر از تفاوت در محتوا و شیوه ی استفاده از این ابزارها و روش ها، همه ی آن ها سعی دارند تا با فعال نمودن عملکردهای متعدد مغزی، توان مغز را در پردازش، یادگیری و مدیریت موثر اطلاعات ورودی را افزایش داده و سرعت انطباق آن را با تغییراتی که در محیط رخ می دهد، بهبود بخشند.
احساسات شما تاکنون نسبتا ساده بوده اند.اما این روزها ممکن است این طور به نظر برسد که سوار یک ترن هوایی احساسی هستید.همه این ها برای مراقبت و نگهداری از شماست.
کتابی برای دختران جوان نگاهی عمیق بر نحوه برخورد با احساسات شما دارد.اگر خوشحال،ناراحت،عصبانی،دیوانه،عصبی،هیجان زده،ترسیده یا خونسرد هستید،نکته ها،روش ها و پندهای آسانی دریافت خواهید کرد که واقعا بتوانید به کار ببندید.
همچنان که بزرگتر میشوی، همه چیز دربارهی تو تغییر میکند: طرز نگاهکردنت، شکل اندامت، احساساتت، واکنش نشاندادنت و چیزهایی که برایت جالب هستند. این اتفاق برای همهی دختران همسن تو رخ میدهد، اما گاهی به نظرت میرسد که تو تنها کسی هستی که این شرایط را دارد.
این کتاب به تو کمک خواهد کرد تا بفهمی تغییرات، مرحلهای طبیعی از بزرگ شدن هستند. پس از جلد اول، کتاب دوم اطلاعات بیشتری دربارهی بدن در حال تغییرت دارد. همچنین تغییرات ، احساسات و دنیای در حال تغییرت را توضیح میدهد. در نتیجه میفهمی چه چیزهایی پیش رویت است. هر کدام از اینها بخشی از دوران پشت سر گذاشتن بلوغ است. بیشتر تغییراتی که در خودت میبینی، طبیعی هستند اما ممکن است همیشه به یک شکل احساس نشوند.
مهمتر اینکه، این کتاب به تو یاد خواهد داد وقتی نگران هستی، بدانی چگونه سؤال کنی. بیشک پدر و مادرت و همین طور دیگر بزرگسالان مورد اعتماد مانند پزشک و اعضای خانواده کنار تو هستند.
دو سنجاب شکمو به نامهای «سایریل» و «بروس» باهم سر آخرین میوهی کاج مسابقه میدهند. با آنها همراه شوید و مسابقهشان را خوب تماشا کنید!
داستانی جذاب و خواندنی دربارهی دوستی و تقسیمکردن.
به کودکان بیاموزید که باور کنند:
من خاص هستم!
من قدرتمند هستم
من دوستداشتنی هستم
من زیبا هستم
من مهربان هستم
من تندرست هستم
و خیلی کلمههای خوب دیگر!
شعرهای این کتاب سرشار از کلمههای انگیزهبخش است. این کتاب به کودکان این قدرت شگفتانگیز را میدهد که بهترین خودشان باشند. وقتی آنها به قدرت کلمهها پی میبرند، جوانههای دوستداشتن و اعتماد به نفس بر شاخسار درخت زندگیشان شکوفه میزند.