پنجره
3,000 تومان
او تنهاترین و غمگینترین گربهای بود که تا به حال گانگ دیده بود. او در گوشهی قفس حیوانات نشسته بود و همینطور زل زده بود به گانگ. گانگ به همان بچه گربه اشاره کرد و گفت: «من این یکی را میخواهم.»
Please sign in first.
Sign inCreate a free account to save loved items.
Sign in