قدیانی
35,000 تومان
یکی بود، یکی نبود. آسیابانی بود که سه پسر داشت. آسیابان هنگام مرگ آسیاب را به پسر بزرگش داد و خرش را به پسر دومش ولی آنچه که به پسر کوچکش رسید یک گربه بود! آن گربه ناز و کوچولو به صاحب جوانش گفت: «نگران نباش، صبر کن...
Please sign in first.
Sign inCreate a free account to save loved items.
Sign in