این مجموعه شامل 11 رمان کودک است که رولد دال در طول سالهای مختلف نوشته است. کتابهای این مجموعه به صورت تکی هم چاپ شدهاند و مجموعهی حاضر، تمام رمانهای کودک رولد دال است که نشر افق منتشر کرده است.
سه حیوان یک شرکت تاسیس کردهاند! اگر گفتید یک شرکت شیشه پاککنی به چه چیزی نیاز دارد؟ یک سطل. یک نردبان و یک شیشه پاککن؟ نظرتان دربارهی یک پلیکان. یک زرافه و یک میمون چیست؟ هر چند که خیلی معمولی به نظر نمیآیند، اما...
مواظب موجودات شرور در اولین هتل فضایی دنیا باشید! چارلی، برندهی کارخانهی شکلاتسازی آقای وانکا را که فراموش نکردهاید؟ حالا او سوار آسانسوری بزرگ و شیشهای شده و ماجراهای هیجانانگیز تازهای در انتظارش است.وقتی آقای...
این پنج بچهی خوششانس بالاخره کارخانهی مشهور شکلاتسازی ویلی وانکا باز میشود! اما فقط پنج بچهی خوششانس اجازه دارند وارد این کارخانهی عجیب و غریب شوند: پسر گندهای که تنها سرگرمیاش خوردن است؛ دختر لوسی که پدر و...
پلام صدای محوی شنید که اسمش را صدا می زد؛ به قدری محو که ممکن بود آن را نشنود. صدا می گفت: «پلام؟ پلام کجایی؟»«آرتم!» شتاب زده به چپ و راست چرخید تا منبع صدا را پیدا کند. آرتم گفت: «باید از برسمر بری.» صدایش در صدای...
بزرگ ترین آرزویش این نیست که از خط پایان بگذرد یا مردم تشویقش کنند؛ بزرگ ترین آرزویش این است که مردم خودش را ببینند، نه وضعیتش را. این تنها چیزی است که هر کسی با هر نوع ناتوانی از دیگران می خواهد. از ظاهر آدم ها یا...
آیا کسی میتواند چند شب پشت سر هم ادامه یک قصه را خواب ببیند؟لیپل میتواند!داستان هزار و یک شب آن قدر برای او جذاب است،که او بقیه داستان را در خواب میبیند.لیپل میتواند!داستان هزار و یک شب آن قدر برای او جذاب است،که او...
در روزگاري كه شهرهاي متحرك براي بقا به دنبال شكار يكديگر هستند، لندن كه ديگر ابهت گذشته را ندارد به منظور برگرداندن خود به قلمرو شكارگاه بزرگ، شهركِ كوچكِ سالت هوك را كه با سرعت صد و بيست كيلومتر بر ساعت در حركت است،...
زاک نلسون، پسری است که در سال 2120 از زمین به سیاره­ی نبولن سفر می­کند. زاک می­ترسد که هم­کلاسی­هایش در مدرسه­ی جدیدش هیولا باشند و در نبولن جز پیتزای حشره چیزی برای خوردن پیدا نکند! آیا زاک در...
نوبت به زاک رسید. او از راه باریک ابتدای مسیر شروع به دویدن کرد و از روی یک مانع چشمک زن پرید.بعد سینه خیز جلو رفت و از داخل یک لوله ی پیچ در پیج رد شد و به آخر خط رسید.زاک فریاد زد: تمام شد!دریک درحالی که به ساعت مچی...
وقتی که آن موجود فرود آمد، معلوم شد که یک بچه تروسور است، دایناسوری که نسلش در زمین صدها میلیون سال پیش منقرض شده بود! پیدا شدن این دایناسور تیتر تمام اخبار نبولن شد. چیزی نگذشت که خبر پیدا شدن تروسور به گوش همه ی...
زاک و دریک به سمت اتوبوس فضایی مدرسه رفتند که آن ها را از کلاس درسشان به ناهارخوری مدرسه می رساند. وقتی به ناهارخوری رسیدند، با هم پشت یک میز نشستند تا ناهارشان را بخورند. اما قبل از آن که زاک بتواند اولین گازش را به...
چند دقیقه بعد آن ها سوار ماشین شده بودند و به سمت خانه پرواز می کردند.برت با شگفتی به بقیه ی ماشین های پرنده که به سرعت از کنارشان می گذشتند خیره شده بود.او با هیجان گفت: «خدای من! انگار داریم در فیلم های سینمایی...
فقط چند روز به کریسمس مانده است و زاک و خانوادهاش میخواهند تا به شهر برفی ورمونت در زمین برگردند و کریسمس برفی شادی داشته باشند. اما طوفان کیهانی بزرگی آغاز میشود و خانواده نلسون مجبور میشوند سفرشان به کرهی زمین...
تابستون گرمی فرا رسیده و زاک متوجه میشود که بهترین دوستش، دریک، از آّ میترسد و شنا بلد نیست! با صبر و حوصلهی زاک، ترس دریک از آببازی میریزد. اما شنا کردن با آببازی فرق دارد. آیا دریک بر ترسهایش پیروز میشود تا...
زاک گفت: «خدای من، نه! یادم رفته بود که دیشب وسائل داخل کوله پشتی ام را بیرون ریختم. حالا باید قبل از آن که اتوبوس مدرسه برسد، هم حمام کنم، هم مسواک بزنم و هم کوله پشتی ام را بچینم!» زاک تا جایی که می توانست سریع حمام...
مادر بزرگ پرسید: آیرا دیگر کیست؟زاک گفت: آیرا خدمتکار رباتی خانگی ما در سیاره ی نبولن است. یکی از اختراعات باحالی است که در سیاره ی نبولن کرده اند.پدربزرگ گفت: خب، به نظر من که دست پخت هیچ رباتی به خوبی دست پخت...
سفینه ی نلسون ها شروع به پایین آمدن کرد. چیزی نگذشت که آن ها توانستند یک فرودگاه فضایی شلوغ را زیر پایشان ببینند. زاک پرسید: «آن سفینه ها دیگر چه هستند، پدر؟» او به پایین و به سفینه های کوچک فضایی ای نگاه می کرد که با...