این کتاب دربردارنده داستان پسری به نام زک و خانواده اش است که مدت هاست از زمین به سیاره ی نبولون مهاجرت کرده اند. امسال قرار است پژوهشکده چرخ دنده ها پذیرای نمایشگاه علوم بین کهکشانی باشد و در مدرسه ای که زک در آن درس می خواند برگزار شود؛ او می خواهد بهترین پروژه علمی را ارائه دهد تا بتواند جام امسال را برنده شود، اما مشکلاتی سر راهش قرار می گیرد که باید آن ها را از بین ببرد!
چهاردهمین ماهی قرمز
اِلیِ یازده ساله، اصلاً از تغییر خوشش نمیآید. او دلش برای کلاس پنجم تنگ شده، برای دوست قدیمیاش، حتی دلش برای ماهی قرمز عزیزش هم تنگ شده است. یک روز سر و کلهی یک پسر غریبه پیدا میشود. این پسر خیلی ادعایش میشود، خیلی هم بداخلاق است! خیلی هم شبیه پدربزرگ الی ، دانشمندی که همیشه دنبال راز جاودانگی و جوان ماندن بوده، است. یعنی ممکن است این پسربچه همان پدربزرگ الی باشد؟ یعنی بالأخره راز جاودانگی را کشف کرده؟!!
"چهاردهمین ماهی قرمز" داستانی شیرین دربارهی کنار آمدن با تغییرات و بزرگ شدن است؛ داستانی که خوانندگانش را تشویق میکند «به غیرممکنها باور داشته باشند» و شکست را هم به عنوان لازمهی پیشرفت و موفقیت بپذیرند. این کتاب در کنار نگاه جذاب و شیرینی که به علم دارد، حس مسئولیتپذیری، وفاداری و چرخهی زندگی را میآموزد. و همچنین توانسته نظرات مثبت و جوایز بسیاری را به خودش اختصاص دهد.
اِلیِ یازده ساله، اصلاً از تغییر خوشش نمیآید. او دلش برای کلاس پنجم تنگ شده، برای دوست قدیمیاش، حتی دلش برای ماهی قرمز عزیزش هم تنگ شده است. یک روز سر و کلهی یک پسر غریبه پیدا میشود. این پسر خیلی ادعایش میشود، خیلی هم بداخلاق است! خیلی هم شبیه پدربزرگ الی ، دانشمندی که همیشه دنبال راز جاودانگی و جوان ماندن بوده، است. یعنی ممکن است این پسربچه همان پدربزرگ الی باشد؟ یعنی بالأخره راز جاودانگی را کشف کرده؟!!
"چهاردهمین ماهی قرمز" داستانی شیرین دربارهی کنار آمدن با تغییرات و بزرگ شدن است؛ داستانی که خوانندگانش را تشویق میکند «به غیرممکنها باور داشته باشند» و شکست را هم به عنوان لازمهی پیشرفت و موفقیت بپذیرند. این کتاب در کنار نگاه جذاب و شیرینی که به علم دارد، حس مسئولیتپذیری، وفاداری و چرخهی زندگی را میآموزد. و همچنین توانسته نظرات مثبت و جوایز بسیاری را به خودش اختصاص دهد.