امید تازه
موش کوچولو توی لانهاش در زیرزمین دراز کشید و سرش را هم بین پنجولهایش گرفت.
او خیلی خوشحال نیست. یعنی چی شده؟
مامان میگوید که او به امید نیاز دارد اما آخه موش کوچولو از کجا میتواند امید را پیدا کند؟
موش کوچولو توی لانهاش در زیرزمین دراز کشید و سرش را هم بین پنجولهایش گرفت.
او خیلی خوشحال نیست. یعنی چی شده؟
مامان میگوید که او به امید نیاز دارد اما آخه موش کوچولو از کجا میتواند امید را پیدا کند؟
سایر کتاب های همین ناشر
دختری با ذهن قدرتمند (داستانی درباره پرورش تاب آوری) نوشته ی نیلس وان هوو است که معصومه نفیسی آن را به فارسی ترجمه کرده است. توسط مهرسا در سال 1399 و 32 صفحه به بازار عرضه شده است.
- آهای شماها دارین چیکار میکنین؟
- ما میخواییم تغییر قیافه بدیم؟
- چی؟
- یعنی میخواییم پروانه بشیم؟
- یه لحظه ترمز لطفا! ... یعنی من هم میتونم پروانه بشم؟
- آره!
- یعنی بال هم درمیآرم؟
- آره!
- بال واقعی؟
- آره!
- خب صبر کن منم بیام!
ماری کوری از همان دوران کودکی، عاشق علم بود و دلش میخواست تأثیر مهمی بر دنیا بگذارد. راستش ماری اواخر دههی 1800 زندگی میکرد و آن روزها دخترها نمیتوانستند دانشمند شوند، تازه گاهیوقتها هم اصلاً اجازه نداشتند درس بخوانند. ماری کوری کوتاه نیامد و نگذاشت چیزی سد راهش شود و با تشویق خانواده آنقدر درس خواند و آزمایش کرد تا پیشگام علوم فیزیک و شیمی شد. فکرهای بکر و کشفهای او از مهمترین دستاوردهای تاریخ علم هستند. مجموعهکتابهای «آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند» با زبانی ساده زندگینامهی قهرمانهای بزرگ جهان را بیان میکند. این کتابها با محوریت مشخصات و ویژگیهای خاص الهامبخش کودکان است تا در زندگی از هیچ چیز جدیدی نهراسند و هرگز دست از تلاش برای رسیدن به اهدافشان برندارند.
به کودکان بیاموزید که باور کنند:
من خاص هستم!
من قدرتمند هستم
من دوستداشتنی هستم
من زیبا هستم
من مهربان هستم
من تندرست هستم
و خیلی کلمههای خوب دیگر!
شعرهای این کتاب سرشار از کلمههای انگیزهبخش است. این کتاب به کودکان این قدرت شگفتانگیز را میدهد که بهترین خودشان باشند. وقتی آنها به قدرت کلمهها پی میبرند، جوانههای دوستداشتن و اعتماد به نفس بر شاخسار درخت زندگیشان شکوفه میزند.
قدرت انتخاب یکی از بزرگترین موهبتهای زندگی است.
به کودکان خود بیاموزید میتوانند انتخاب کنند چگونه باشند...
جک و کیت دوستان خوبی هستند.
آنها در مدرسه یاد میگیرند چهطور قدرت ذهنی خود را پرورش دهند.
این دو نفر سعی میکنند هدفهایی داشته باشند و برای رسیدن به آنها سخت تلاش کنند...
بیایید ببینیم جک و کیت چهطور با برنامهریزی روزانه و هدفگذاری زماندار میتوانند کارهایشان را با تمرکز و بدون حواسپرتی انجام دهند.
شما همواره از نظر خداوند ارزشمند هستید.
این داستان، سرگذشت کودک درون هر کدام از ماست، تا باور کنیم کسی وجود دارد که بدون توجه به ظاهر، داراییها یا مهارتهایمان به ما عشق میورزد تا با اطمینان به عشق او ارزش وجودی خود را فراموش نکنیم، به قضاوتهای دیگران اهمیت ندهیم و در مسیر او حرکت کنیم.
دنیا به ما میگوید: «تو ارزشمند هستی فقط اگر باهوش باشی، زیبا باشی، یا مهارتهای مختلف داشته باشی.»
اما خدا به ما میگوید: «تو بینظیر هستی فقط به این خاطر که بندهی من هستی و تلاش میکنی در مسیر من حرکت کنی.»
رنگآمیزی کتابهای نقاشی در دوران بچگی، برای بیشتر ما کاری خوشایند و دلپذیر بود؛ وقتی جایی مینشستیم و با حوصله یک رنگ خاص را انتخاب و تصویری بیرنگ را به اثری زیبا تبدیل میکردیم. شاید هنوز هم در دل شما این آرزو زنده باشد که بار دیگر به آن دوران بیدغدغه برگردید و بدون فکر کردن به فشار و نگرانیهای دنیای بزرگسالان، با خودتان خلوت کنید و مشغول انتخاب تصویر و رنگ دلخواهتان و سپس رنگآمیزی شوید. ممکن است با خودتان فکر کنید که این یک آرزوی کودکانه است و دیگر از سن این کارها گذشتهایم. یا بگویید در گذشته، ذهن کودکانهی من با اینکار آرام میشد، اما حالا دیگر چنین چیزی ممکن نیست. نکتهی اصلی اینجاست که پژوهشهای عملی نشان دادهاند رنگآمیزی، با فعال کردن بخشهایی از مغز انسان که هنگام استراحت و آرامش فعال میشوند، زمینهی رسیدن به آرامش، ردوننگری و خلاقیت بیشتر را برای بزرگسالانی که استرس و نگرانی زیادی دارند، فراهم میکند.
یک روز صبح، وقتی آدمچوبیها هدیههای جدیدی دریافت کردند، خیلی هیجانزده شدند!
هر هدیه، مناسب شخص دریافتکننده و کاملاً هماهنگ با او بود.
این داستان، اهالی شهر وِمیکیها را در کشف علت دریافت هر کدام از هدیهها همراهی میکند. آنها درمییابند که موضوعی بسیار مهمتر در پس این هدیهها وجود دارد؛ اینکه هرکس میتواند موهبت بینظیر خود را در راه کمک به دیگران بهکار گیرد و در دنیای اطرافش تغییر مثبت ایجاد کند.
مغز من و رنگ آمیزی، کتابی است که به تقویت تواناییهای مغز کمک میکند. این کتاب در شرایطی که دچار فشار و استرس هستید، قادر به کنترل هیجانات خود نیستید و یا خلاقیت خود را از دست دادهاید، میتواند به شما کمک کند.
«گاندی» که یک مرد جوان هندی بود، در روزگار خود میدید که چطور دولتمردان بریتانیا با مردمِ کشورش ناعادلانه رفتار میکنند. او که نمیتوانست نابرابریها را بپذیرد، یک راه خارقالعاده برای مبارزهکردن پیدا کرد: اعتراض در کمالِ آرامش و صلح! او از آفریقای جنوبی به هندوستان رفت؛ جایی که در آن یک انقلابِ بدون خشونت را رهبری و کشورش را از زیر بار قوانین بریتانیایی آزاد کرد.
گاندی اگرچه ظاهر آرام و خونسردی داشت، توانست به آرامی همهچیز را در هندوستان تغییر دهد و بعدها روی جنبشهای حقوق اجتماعی در سرتاسر دنیا تأثیر بگذارد. او ثابت کرد که حتی کوچکترین افراد هم میتوانند قدرتمندترین باشند!
«ذهن آگاهی با رنگ آمیزی» نوعی کتاب رنگ آمیزی بزرگسالان است که شامل طرح های خیره کننده، الگوهای زیبا و نقش های آرام بخش می شود. لا به لای صفحات، تمرین هایی برای تقویت مهارت «زیستن در لحظه حال» خواهید یافت.
به توصیه کتاب، همه جا آن را همراه داشته باشید چرا که رنگ آمیزی و خلق تصاویر جدید، تنها چند دقیقه طول می کشد تا احساس بهتری پیدا کنید!
«کتاب های گردو» از مجموعه ی باشگاه مغز کودکان، مجموعه ای هدفمند است که تمرین هایی ساده و جذاب برای کودکان سه سال به بالا ارائه می دهد تا ضمن سرگرمی، بازی و رنگ آمیزی، عملکردهای مغزی آنان را نیز تقویت کند.
برای استفاده از این کتاب ها به ترتیب خاصی نیاز نیست و می توان با هر کتابی که کودک رغبت بیشتری به آن نشان می دهد، آغاز کرد. ابزار مورد استفاده، یک مداد سیاه و چند مدادرنگی است.
استمرار حل چنین تمریناتی در طول زمان، تاثیری قابل ملاحظه در بهبود و فعالسازی عملکردهای مغزی کودکان مانند توجه و تمرکز، حافظه و مهارت های بصری فضایی خواهد داشت و چه صحنه ای خوشایندتر از کودکی هوشمند که بازی می کند، می خندد و یاد می گیرد...
جمعآوری جعبه و توپ در شهر مُد شده بود! جعبههای رنگارنگ و توپهای فانتزی اما تو خالی. همهی اهالی دهکدهی وِمیکیها مشغول جمع کردن جعبه و توپ بودند؛ همه بهجز پانچلو.
پانچلو هم برای اینکه از دیگران عقب نیفتد، سعی کرد هر کاری لازم بود انجام دهد تا مثل آنها شود.
او تصور نمیکرد مجبور شود اینقدر تلاش کند و از چیزهایی که برایش مهم بودند صرف نظر کند تا صاحب جعبهها و توپهای بیشتری شود.
تا اینکه ایلای، سازندهی پانچلو، از این فرصت استفاده کرد تا موضوع مهمی را به او یادآوری کند.
«تو بیش از اینها برایم ارزشمندی چون تو را با عشق ساختهام و همینطور که هستی دوستت دارم»
ویوی دختر کجکاوی است و همه چیز را با دقت بررسی می کند. او اطلاعات را که به دست می آورد، یادداشت می کند. بعد، سوال هایی طرح می کند تا با کمک آن ها بفهمد جهان چطوری کار می کند. امروز قرار است ویوی با معلم و بچه های کلاس برای گردش علمی به ساحل دریا برود. باید ببینیم چه جانوران جالبی می بیند و چه چیزهایی کشف می کند!
هامفری، نهنگ بزرگ قصهی ما،
وجببهوجبِ دریا را زیر و رو میکرد
و هر چیزی را که میدید جمع میکرد؛
راستش اصلاً هم برایش فرقی نمیکرد زیاد باشد یا کم...
فقط دلش میخواست بیشتر و بیشتر داشته باشد.
اما با همهی آن چیزهایی که داشت،
همیشه احساس میکرد
جایی یک چیز خالی است
کوین، کوالای کوچولوی قصهی ما، دلش میخواهد هر روزش مثل روز قبل باشد. او میخواهد در محیطی امن و بیخطر روز و روزگار بگذراند، اصلاً دل خوشی از ماجراجویی ندارد و برای خودش آن بالایِ بالای درخت قشنگ جا خوش کرده... یکدفعه اتفاقی میافتاد... کوین را به پایین درخت میکشاند؛ انگار آن پایین پایینها هم خبرهای خوبی هست!!
«آخر میدانی؟ چون زیاد حرکت نمیکرد، آن بالا برایش امن بود. به نظرش پایینِ درخت، زیادی ترسناک، زیادی سریع، زیادی پرسرو صدا، بزرگ و زیادی عجیبوغریب بود. نهخیر، کوین دوست نداشت از جایش تکان بخورد و از تغییر خوشش نمیآمد.»
نمو یک دلقک ماهی بود و توی اقیانوس زندگی میکرد.
پدر نمو همیشه مراقب پسرش بود. یک روز، دلقک ماهی کوچولو شناکنان رفت تا نزدیکی سطح آب. یک غواص زودی او را گرفت و با خودش برد. پدر نمو، همه جا دنبالش گشت.
دو سنجاب شکمو به نامهای «سایریل» و «بروس» باهم سر آخرین میوهی کاج مسابقه میدهند. با آنها همراه شوید و مسابقهشان را خوب تماشا کنید!
داستانی جذاب و خواندنی دربارهی دوستی و تقسیمکردن.
هریت تابمن برده سیاهپوستی بود که تمام زندگیاش را وقف مبارزه با بردهداری کرد. او اولین زن سیاهپوستی بود که عکسش روی پول آمریکا چاپ شد. هریت باور داشت انسان زمانی به موفقیت و شادی واقعی میرسد که بتواند به دیگران کمک کند.
«هلن کلر» وقتی خیلی کوچک بود، یک بیماریِ نادر گرفت و این بیماری او را نابینا و ناشنوا کرد. او ناگهان متوجه شده بود که دیگر نه میتواند ببیند و نه چیزی را بشنود و برای همین ارتباط برقرار کردن با دنیای بیرون و اطرافیان برایش تقریباً ناممکن شده بود.
وقتی هلن شش ساله بود، با فردی آشنا شد که زندگیاش را برای همیشه عوض کرد؛ معلمش، «آن سالیوان». با کمکهای خانم سالیوان، هلن یاد گرفت که چطور با زبان اشاره صحبت کند و خط بریل را بخواند. او که حالا میتوانست خودش را به دیگران ثابت کند، در بزرگسالی به یک فعال اجتماعی تبدیل شد و مردم را به جنگ با ناتوانیها و دیگر مشکلات تشویق میکرد.
" ( کتابهای گردو) از مجموعهی باشگاه مغز کودکان، مجموعهای هدفمند است که تمرینهایی ساده و جذاب برای کودکان سه سال به بالا ارائه میدهد تا ضمن سرگرمی، بازی و رنگ آمیزی، عملکردهای مغزی آنان را نیز تقویت کند. برای استفاده از این کتابها به ترتیب خاصی نیاز نیست و میتوان با هر کتابی که کودک رغبت بیشتری به آن نشان میدهد، آغاز کرد. ابزار مورد استفاده، یک مداد سیاه و چند مدادرنگی است. استمرار حل چنین تمریناتی در طول زمان، تاثیری قابل ملاحظه در بهبود و فعالسازی عملکردهای مغزی کودکان مانند توجه و تمرکز، حافظه و مهارتهای بصری فضایی خواهد داشت و چه صحنهای خوشایندتر از کودکی هوشمند که بازی میکند، میخندد و یاد می گیرد."