ویدا
52,000 تومان
کسی آستین الدیسیان را کشید؛ مندلن بود. در حالی که از درد آرام و قرار نداشت، به آرامی گفت: «الدیسیان! از اینجا برو… سریع.» «اما من باید اونارو متوجه کنم، مندلن. اونا باورشون نمی شه که…» «چرا باورشون می شه. فکر می کنم...
Please sign in first.
Sign inCreate a free account to save loved items.
Sign in