در میان محوطهی بتونی و پرت کارخانهی خودروسازی کرکس، موتور ماشین شاسیبلندی به غرش درآمد، ماشین از جا کنده شد و بهسرعت محوطه را ترک کرد. در آسمان باز شده بود و باران سیلآسا میبارید، طوریکه زمین حسابی خیس و سُر شده...
موضوع اصلی کتاب درباره ی ” پسر گردن پیچی ” و جشنواره ی سنتی، پر هیجان و شادی است که هر سال در روستای آن ها برگزار می شود. روز کبوتر آخرین روز این جشنواره است، در این روز به رسم همیشگی مسابقه ای بین تیرانداز ها...
کلاس شطرنج (مجموعه آموزش و تمرین) کلاس شطرنج مجموعهای از درسهای طبقهبندی شطرنج است که مطالعه آن چشماندازهای نوینی به سوی دروازههای دنیای شطرنج بهروی شما میگشاید و شما را با روش مدرن و سریع فراگیری اصول...
مارسل هر روز در همین مسیر رفت و آمد می کند و زباله ها را جمع می کند. ایمی و لئون، همه ی ایستگاه های جمع آوری زباله را خوب می شناسند. آنها پشت کامیون، می ایستند. وقتی به ایستگاه می رسند، با دست اشاره می کنند تا مارسل...
«باغ مخفی» ماجرای دختری خودخواه و بداخلاق به نام «مری» است که افراد خانوادهی خود را از دست میدهد و شوهرعمّهاش، آقای «کریون»، سرپرستی او را به عهده...
همین که برف شروع به بارش کرد، مردی که در پی سرپناه بود به عمارت وودریم هایتز پناه برد. اما این عبارت جایی نبود که از او استقبال شود. آنجا خانهای اشباع شده از خاطرات تلخ و داستانهای پر مخاطرهی کیتی و هیت کلیف بود...
در «دشمن عزیز» جودی ابوت پس از ازدواج با جرویس پندلتون یعنی همان بابالنگدراز، با دوست صمیمیاش سالی مکبراید را به سرپرستی نوانخانهای که در آن بزرگ شده، انتخاب میکند. او خانم لیپِت را بیرون کرده و سالی را مدیر...
ما شبی صمیمی و دوست داشتنی را با هم گذراندیم. راستش از بدو آشناییمان پیش نیامده بود که این خصوصیت را در او ببینم. اگر بتوانی او را کاملا درک کنی و بشناسی، خصوصیتی جذاب در او خواهی یافت. ولی شناخت او وقت و دقت می طلبد....
قصه دختر خوشقلب و مقاومي است كه ناگهان از جايگاه دختري ثروتمند در يك مدرسه شبانهروزي به خدمتكاري تيرهبخت تبديل ميشود. سارا حتي در روزهاي گرسنگي و خستگي، از كمك به ديگران غافل نميماند و سبب ميشود كه اميد، فضاي...
هیچ چیزی در مورد دهانه ی غار نمی دانست؛ جز اینکه راهی است که می توان از آن به جایی دیگر رفت. او هیچ مکان دیگری را نمی شناخت. بنابراین دهانه ی غار برای او دیوار بود؛ دیوار روشنایی. در حالی که خورشید در بیرون غار می...
ولنسی تا به حال عاشق نشده و حالا که به بیست و نه سالگی رسیده، می ترسد هرگز طعم عشق را در زندگی اش نچشد. او با مادر از خود راضی اش و خاله ی فضولش زندگی خسته کننده ای را می گذراند. تنها مایه ی آرامشش کتاب های ممنوعه جان...
بچه های راه آهن، از اول بچه های راه آهن نبودند. حتی فکر نمی کنم که در مورد آن فکر می کردند یا چیز زیادی می دانستند. فقط این را می دانستند که راه آهن وسیله ای است برای رفتن به جاهای مختلف مثل نمایش شعبده بازی ماسکلین،...
داستانهای این مجموعه صرفا از داستانهای ژانر علمی تخیلی نیستند که هدف اصلی در آنها سرگرم کردن خواننده باشد،بلکه نویسنده در آنها با بهره گیری از ویژگیهای این سبک از روایت،خواننده خود را به دنیای لایتناهی تخیلات می برد...
گروهی از مسافران یك كشتی سیاحی، قهرمان شطرنج جهان را به مبارزه میطلبند، در ابتدا آنها شكست میخورند، تا اینكه توسط یك غریبه از میان جمعیت راهنمایی میشوند ـ مردی كه برای برد دست به مخاطره میزند. شطرنج یكی از...